سینوهه 3

این رمان نوشته « میکا والتاری » می باشد.

میکا تویمی والتاری (به فنلاندی: Mika Toimi Waltari) نویسنده اهل فنلاند بود.

او در ۱۹ سپتامبرِ ۱۹۰۸ در شهر هلسینکی در یک خانوادهٔ متوسط زاده شد. پس از فراغت از آموزش ابتدایی، در دانشگاه هلسینکی آغاز به آموختن کرد و در سال ۱۹۲۹ در رشته فلسفه دانش ‌آموخته شد. پس از آن به فرانسه رفت و در مطبوعات فرانسه به کار مشغول شد. او پس از آن وقت خود را بیشتر صرف نوشتن داستانهای تاریخی کرد. داستانهای او به زودی توجه نقادان را به خود کشید و کتابهایش به زبانهای گوناگون برگردانده شد. رمانهای او واقعیات آمیخته‌ای از رخدادهای تاریخی، اسطوره ها و پندارهای خود اوست.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.

با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این کتاب مشتمل بر 320 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

مامورین فرعون در طبس مثل مامورین شهر افق عمل می نمودند. آنها شاخداران نیرومند را که بطور علنی تظاهر به طرفداری از خدای سابق می کردند دستگیر نمی نمودند. چون می ترسیدند که کشته شوند یا مجروح گردند اما یک کارگر یا کاسب فقیر را که بر حسب عادت بدون قصد مخصوص نام آمون را بر زبان می آورد دستگیر می کردند و به معدن می فرستادند.

شب ها طرفداران شاخ یا صلیب از میخانه های مخصوص خود خارج می شدند زیرا پیروان شاخ و صلیب در میخانه های مربوط به خود آبجو می نوشیدند و این دو دسته در خیابانهای طبس به حرکت در می آمدند و چراغ ها را سرنگون و مشعل ها را خاموش می کردند و عربده می کشیدند و اگر دو دسته مخالف به هم می رسیدند پیکار در می گرفت و چند کشته روی زمین می ماند.

کسانی که در اماکن عمومی به کار اشتغال داشتند یا در جستجوی کار در خیابانها گردش می کردند همواره یک شاخ و یک صلیب همراه داشتند و اگر می دیدند که ارباب موقتی آنها شاخدار است شاخ را به وی نشان می دادند و هرگاه مشاهده می کردند که صلیب دارد خویش را پیرو صلیب معرفی می نمودند.

در بین طرفداران خدای جدید و خدای سابق عده ای وجود داشتند که هم از آمون به تنگ آمده بودند هم از آتون. آنها آرزو داشتند که در طبس آرامش و صلح برقرار شود که بتوانند به کار یا کسب خود بپردازند ولی به آرزوی خود نمی رسیدند. این طبقه نمی توانستند بی طرفی خویش را حفظ نمایند زیرا از دو طرف مورد حمله قرار می گرفتند و اجبار داشتند که با در نظر گرفتن وضع زندگی و مصالح و حامیان و دوستان خود یا طرفدار شاخ شوند یا هواخواه صلیب.

کاپتا مدتی در قبال هر دو دسته مقاومت کرد و برای دکه خود علامتی ننمود. وی دم تمساح را بهترین علامت میخانه خود می دانست تا بتواند هم از شاخداران باج بگیرد و هم از حاملین صلیب ولی شاخداران که می دانستند میخانه او پاتوق عده ای کثیر از غارتگران قبور است کاپتا را آسوده نمی گذاشتند منتها جرئت نمی کردند که روز یا شب به میخانه وی حمله ور شوند. چون می دانستند که کاپتا مستحفظین قوی دارد که از میخانه وی دفاع خواهند کرد. اما هنگام شب روی دیوار میخانه شکل شاخ را با تصاویر مستهجن می کشیدند و تا مدتی هر بامداد کاپتا مجبور بود که آن تصاویر را حذف نماید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سینوهه 3”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سینوهه 3”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *