بخشی از کتاب:
« دنيای اسلام در جهان مسيحی نفوذهای گونه گون داشت. اروپا از ديار اسلام غذاها و شربتها و دارو و درمان و اسلحه و نشانهای خانوادگی، سليقه و ذوق هنری، ابزار و رسوم صنعت و تجارت، قوانين و رسوم دريانوردی را فرا گرفت و غالباً لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد… علمای عرب (مسلمان) رياضيات و طبيعيات و شيمی و هيأت و طب يونان را حفظ كردند و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غنیتر شده بود، به اروپا انتقال دادند… فيلسوفان عرب (مسلمان) مؤلفات ارسطو را برای اروپای مسيحی حفظ و ضمناً تحريف كردند. ابن سينا و ابن رشد از مشرق بر فلاسفه مدرسی اروپا پرتو افكندند و صلاحيتشان چون يونانيان مورد اعتماد بود… اين نفوذ [اسلامی ] از راه بازرگانی و جنگهای صليبی و ترجمه هزاران كتاب از عربی به لاتين و مسافرتهای دانشورانی از قبيل گربرت و مايكل اسكات و ادلارد باثی به اندلس اسلامی انجام گرفت ».
و هم او می گويد:
« تنها به دورانهای طلايی تاريخ، يك جامعه می توانسته است در مدتیكوتاه اين همه مردان معروف در زمينه سياست و تعليم و ادبيات و لغت و جغرافيا و تاريخ و رياضيات و هيأت و شيمی و فلسفه و طب و مانند آنها كه در چهار قرن اسلام، از هارون الرشيد تا ابن رشد بوده اند، به وجود آورد. قسمتی از اين فعاليت درخشان از ميراث يونان مايه گرفت، اما قسمت اعظم آن، بخصوص در سياست و شعر و هنر، ابتكارات گرانبها بود ».
قدر مسلم اين است كه پديده ای درخشان و چراغی نورافشان به نام تمدن اسلامی قرنها در جهان وجود داشته و سپس اين پديده نابود و اين چراغ خاموش شده است، و امروز مسلمانان با مقايسه با بسياری از ملل جهان و مقايسه با گذشته پرافتخار خودشان در حال انحطاط و تأخر رقتباری بسر می برند.
طبعاً اين پرسش پيش می آيد كه چطور شد مسلمانان پس از آن همه پيشروی و ترقی در علوم و معارف و صنايع و نظامات، به قهقرا برگشتند؟ مسؤول اين انحطاط و سير قهقرايی چيست و كيست؟ آيا افراد يا اقوام يا جريانات خاصی سبب شدند كه مسلمين از مسير اصلی خود كه به سوی ترقی و تكامل بود، منحرف شوند، و يا عامل خاصی كه مسلمين را برخلاف انتظار از مسير خود منحرف كند رخ نداده است بلكه مقتضای طبيعت زمان اين است كه هر قومی فقط دوره محدود و معينی از ترقی و تعالی را طی كنند و سپس راه فنا و زوال و انحطاط را بپيمايند؟
اگر عامل خاصی سبب انحراف و انحطاط مسلمين شده است، آن عامل چيست؟ آيا خود اسلام را بايد مسؤول انحطاط مسلمين شناخت – آنچنانكه بسياری ازغربيان (نه همه كه احياناً گرفتار تعصب مسيحی هستند مسؤوليت مبراست، و مسلمانان خود مسؤول اين انحطاط میباشند، و يا نه به اسلام مربوط است و نه به مسلمانان، علت اين انحطاط، ملل و اقوام غير مسلماناند كه در طول تاريخ چهارده قرنی اسلام، به انحای مختلف، با مسلمانان سروكار داشته اند؟ پاسخ به اين پرسش، كار سادهای نيست، يك رشته مباحث نسبتاً طولانی بايد پيش كشيده شود و در هر يك از آنها با اسلوب علمی تحقيق كافی به عمل آيد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.