بخشی از کتاب:
چِك…
– خانم ماریا… شما شیفته این بازجو شده اید؟
چِك…
– مگر چند سالتان است؟… خانم ماریا…
چِك…
– لعنت به تو… آزاد… این قطره را می بینی؟
چِك…
– آزاد، چی شده؟ به من بگو…
چِك…
– مگر نمی دانی؟…
– نه از کجا بدانم…
چِك…
– فرار کرده بود… ترسیده بود… می فهمید آقای بازجو…
چِك…
– وای مامانم… سرم… سرم ترکید…
چِك…
– نگاه مى كرد، نفس نفس مى زد… چى شده؟…
چِك…
– هيچى… من… من؟ كارم ساخته است…







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.