وسوسه های خانه مادربزرگ

این رمان نوشته « حسن کریم پور » می باشد.

حسن کریم پور در تاریخ 1322/1/3 خورشیدی در استهبان استان فارس به دنیا آمد.
وی تا کنون آثار متعددی (بیش از 30 جلد رمان) را منتشر کرده است. آثاری که ایده‌های آن، به گفته‌ی خودش از دوست داشتن به‌دست آمده است.
وقتی حسن کریم پور اولین رمانش به نام « درماندگان » را می نوشت اصلا گمان نمی کرد به زودی یکی از رمان نویسان سرشناس بشود. « باغ مارشال » دومین رمان حسن کریم پور تاکنون بیست و هفت بار تجدید چاپ شده است، از این رمان چنان بود که کریم پور شماره های دوم و سوم این کتاب را هم نوشت.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 614 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

روزهایي که در خانه مادربزرگ جمع مي شدیم و با نوجوانان همسن و سال که اغلب خاله زاده و نوه خاله و عمه زاده و عموزاده بودند، در حياط بزرگي که شاخ و برگ درختان کهنسال هرگز اجازه نمي داد اشعه خورشيد داغ تابستان روی حوض بزرگ وسط حياط بيفتد بازی مي کردیم، بهترین روزهای آن دوران بود.

مادربزرگ چنان علاقه ای به اقوام دور و نزدیك داشت که به هر مناسبتي عده ای را در خانه ای که از مادرش به ارث برده بود جمع مي کرد تا هم از تنهایي بيرون بياید، هم موقعيتش را به عنوان بزرگ خاندان حفظ کند.

خانه مادربزرگ در خيابان فخرآباد بين بهارستان و پيچ شميران که به دروازه شميران معروف بود، واقع بود.

البته آن خانه کم نظير نبود و مانند بيشتر خانه های آن حول و حوش دارای بيروني و اندروني بود. حياط بيروني یك حوض کوچك نقلي و دو اتاق تو در تو داشت که به گوهر و شوهرش امامقلي اختصاص داده شده بود.

آن دو هم به عنوان کلفت و نوکر از مادربزرگ به او به ارث رسيده بودند.

حياط کوچك بيروني از طریق راهرویي باریك به حياط بزرگ اندروني که بيشتر به باغ و باغچه شبيه بود، وصل مي شد. درختهای کهنسال توت و گردو و خرمالو و درخت اقاقيا که به طور مایل روی حوض مستطيل شكل سایه مي افكند، باعث مي شد تابستانها کسي از نشستن در حاشيه حوض فراری نباشد، ولي در سرتاسر زمستان یا خالي بود یا انباشته از یخ.

گلهای رز سرخ و زرد و محمدی داخل باغچه و بوته های نسترني که با داربست تا ایوان عمارت کشيده شده بود، زیبایي و صفای خانه مادربزرگ را دو چندان مي کرد.

پدربزرگم که یكي دو سال پيش از کار قضاوت بازنشسته شده بود، بيشتر اوقاتش را صرف مطالعه مي کرد و هنگام فراغت به گلها ور مي رفت.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “وسوسه های خانه مادربزرگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “وسوسه های خانه مادربزرگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *