نامه ای به دنیا

این کتاب نوشته « اسماعیل فصیح » می باشد.

اسماعیل فصیح (۲ اسفند ۱۳۱۳ در تهران – ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در تهران) داستان نویس و مترجم ایرانی بود. وی در دهه های شصت و هفتاد جزو پرفروش ترین نویسندگان معاصر بود. رمان های شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهمترین آثار او به شمار می روند.

او همچنین از نخستین نویسندگانی است که (در کتاب زمستان ۶۲) به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند.

آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمال زاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده است.

اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در بیمارستان شرکت نفت تهران به دلیل مشکل عروق مغزی درگذشت.

از این نویسنده کتابهای زیادی در قالب رمان و مجموعه داستان به چاپ رسیده است. همچنین ترجمه کتابهای زیادی را در کارنامه خود دارد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این کتاب مشتمل بر 254 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

سحر، او هنوز خواب بود و هوا هنوز تاریک، که بیدار شدم. در رختخواب ماندم و نسیم خنکی را که از پنجره و لای پرده ها به درون اتاق می وزید، روی صورتم حس کردم. خوب بود. او طرف دیوار بود. پتو را بهتر رویش کشیدم و گذاشتم کمی بیشتر بخوابد. وقت داشتم.

باز نگاهش کردم. به آرامی نفس می کشید. چهره اش آرام و رنگ و رویش هم خوب بود. خواب می دید یا در کابوس چند روز اخیر بود؟ گذاشتم بخوابد. برای اولین بار در این سفر، آرام و خوب خوابیده بود سایه روشن نور چراغ خیابان (که حالا روشن بود) از پنجره به اتاق می تابید خمیازه ای کشیدم و دست دراز کردم کتاب رمان کوچکش « عشق: کارنامه یک زندگی » را که روی میز کوچک کنار تختخواب یود برداشتم و نگاه کردم. باز خمیازه ای کشیدم. آخرین صفحه و خطهای آن را خواندم و تمام کردم.

***

در تهران، در بیمارستان امام خمینی مرا عمل کردند، و بعد از عمل به اردوگاه بهبودی بسیج مستضعفان اسلام در نیاوران بردند. در آنجا برای بار دوم ازدواج کردم، و آنگاه من و شوهر معلولم، عباس عزیزم را، عباس باقرآبادی را، در کاروان جان بر کفان اسلام به زیارت مکه مکرمه بردند.

پس از زیارت پر سعادت مکه معظمه، مرا به اینجا به اردوگاه بسیج در گیلانغرب زیبا آوردند، و در اینجا، من و دوستم فاطمه کهریزکی در اتاق رختشویی به خدمت رزمندگان اسلام مشغولیم.

من این زندگی و مجاهدت را عاشقانه دوست دارم. زیرا خدا خواسته است که من این تابستان اولین بچه خود را حامله باشم، اگر چه پدرش، عباس عزیزم، ماه گذشته، در خط مقدم یکی از جبهه های سومار شهید گردید و به لقاء الله پیوست.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نامه ای به دنیا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نامه ای به دنیا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *