بخشی از کتاب:
صداي همهمه و گفتگو مهمانی دوستانه خانه فرامرز را پر کرده بود. میهمانها دو به دو یا به صورت گروهی گرد هم نشسته هر کدام درباره موضوع مورد بحث خودشان صحبت می کردند. یکی درباره گرانی، دیگري راجع به مدل هاي جدید ماشین، آن یکی پیرامون ازدواج و گروهی هم گرداگرد تفاهم در زندگی زناشویی و حق زن و مرد در زندگی گفتگو می کردند.
مهمانی منزل فرامرز به مناسبت فارغ التحصیل شدنش در رشته مهندسی ساختمان برپا شده و میهمانان همه از دوستان نزدیکش بودند. پیش از اینکه آن مجلس گرماي دلچسب خود را بیابد موزیک ملایمی فضاي شاعرانه به این جمع صمیمی بخشیده بود و وقتی بر تعداد میهمانان افزوده شد و هر کس هم کلام مورد نظرش را یافت آرام، آرام مهمانی رنگ دیگري گرفت.
دو خانم جوان در گوشه اي نشسته و پیرامون مسئله ازدواج داد سخن سر می دادند:
– این روزها به هیچ مردي نمی شه اعتماد کرد، هر کدومشون یه جور خرده شیشه دارن.
دیگري که « شقایق » نام داشت و معلوم بود آشنایی و صمیمیتی دیرینه با دوست مخاطبش دارد پاسخ داد:
– آره جونم منم همین عقیده رو دارم و با تجربه تلخی که در گذشته داشتم یا دیگه ازدواج نمی کنم یا اگه خواستم ازدواج کنم با دقت درباره این مسئله تصمیم می گیرم.
– آخه تو خیلی بد آوردي با کسی زندگی می کردي که اصلاً مفهوم و معنی زندگی زناشویی را نمی فهمید.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.