لحظه خداحافظي

این رمان نوشته « نسرین بلبلوند » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

نسرین بلبلوند جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

این نویسنده کتابهای دیگری مانند هم دارد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 418 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

دوباره همان چشمان نيلگون كه حتي در آن ظلمت شب شفافيت خود را به وضوح در معرض نمايش قرار مي داد، او را افسون خود كرد. صورتش را به زلالي حوض چرخاند و چشم بر هاله ماه كه در رقص آب به بازي در آمده بود كرد و مشتي آب به روي شمعداني كنارش پاشيد. دوباره همان صدا را كه به زحمت سعي در غليظ ادا كردن لغات فارسي داشت شنيد كه مي گفت:

– شما جواب مرا نداديد!

پاي خود را از حوض جدا كرد، مقابلش ايستاد و گفت:

– معلومه دور بودن از ايران نام سهراب را هم از ذهن شما پاك كرده، چند

سال از اينجا دور بوديد خانم؟

پيچي به ابروان خوش فرم خود داد و با مكثي گفت:

– فكر مي كنم دقيقاً بيست سال از ايران و اقوامم دور بودم. مي دانيد زماني كه به فرانسه مي رفتم فقط دو سال داشتم و اصلاً چيزي از اين كشور شرقي كه زادگاهم بود، نمي دانستم.

– چرا رفتيد؟

با صدا خنديد و كنار اولين پله نشست و انگشتان ظريف و مرمرين خود را در هم فرو برد و گفت:

– فكر نمي كنم پرسش جالبي كرده باشيد، آخه من در آن زمان اختياردار نبودم تا تعيين كنم بمانم يا بروم.

خنده اي كرد و تكيه اش را به ديوار داد و گفت:

– چطور پس از اين همه مدت بازگشتيد؟

– شايد فقط به خاطر يك وصيت نامه!… راستي آقا قباد شما ملوك تاج خانم را مي شناسيد؟

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “لحظه خداحافظي”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “لحظه خداحافظي”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *