بخشی از کتاب:
وزش باد شرقی، رودخانه درخشان هل فورد را می آشوبد و طغیان زده می کند و موج هاي کوتاه، خصمانه بر شنهاي ساحلی می کوبند. خیزابهاي انبوه در هنگام مد شکسته و از هم می پاشند و نا منظم خود را به ساحل شنی می زنند.
مرغان دریایی به سوي نواحی کم عمق و مردابی دریا می گریزند و در هنگام پرواز بالهاي خود را به آب می سایند و یکدیگر را فرا می خوانند.
یاعوها چرخ زنان، فریاد کشان بر بالاي دریا در پی صید، گاه به گاه خود را به آب می زنند. خیزابهاي برخاسته از بستر رودخانه، پس از عبور از دماغه لی زارد در مصب رودخانه بر روي امواج غلتان فرود می آیند و با موج هاي خروشان و رسوبات عمق دریا مد تیره رنگی را تشکیل می دهند.
شاخه هاي کوچک، نی هاي بیجان، اشیاء فراموش شده عجیب، برگهاي پوسیده و غنچه هاي گل بر سطح رودخانه که آب آن در اثر باران بالا آمده است، شناورند.
تنها چند خانه با فواصل نا منظم در بالاي گذرگاه هل فورد و تعدادي خانه یک طبقه در فضاي باز لنگرگاه پورت ناواس دیده می شود و این غربت و عزلتی که در ناحیه است شاید بدین علت باشد که بادي که از طرف شرق می وزد، توقف در لنگرگاه را مشکل می سازد.
سالهاي متمادي است که رودخانه بدون هیچ تغییري مسیر خود را طی می کند. سالهایی که از آنها فقط خاطراتی به جا مانده است.
در روزگاران گذشته، تپه ها و دره ها، بسیار باشکوه به نظر می رسیدند. بنا یا عمارتی در ساحل وجود نداشت تا شکوه و پاکی دریا را بیالاید. لوله ها و دودکش هاي آشپزخانه ها، در برابر درختان سربه فلک کشیده، قامت نکشیده بودند. چند کلبه در دهکده دیده می شد ولی هیچگاه مانع زیست رودخانه اي پرندگان آبزي چون تلیله و پنگوئن نبود.
در آن زمان، قایقی نبود که مانند امروز، سینه امواج را بشکافد. امتداد رودخانه به دو شاخه کنستانتین و گویک که آرام و بی تلاطم بود، تقسیم می شد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.