بی من مرو1

این رمان نوشته «  شهره وکیلی » است.

شهره وکیلی نویسنده و رمان نویس ایرانی در سال 1325 در تهران (خیابان ژاله) زاده شد. سپس در دبیرستان آزرم دیپلم ادبی گرفت و همان زمان که در کنکور شرکت می کرد ازدواج کرد.

شهره وکیلی در دانشگاه تربیت معلم حشمتیه پذیرفته شد و زمان دانشجویی در مدرسه نیز تدریس می کرد. او تحصیلش را در دانشکده حقوق تهران ادامه داد و در سال ۵۶ فارغ التحصیل رشته حقوق قضایی گردید.

سیمین دانشور از کتاب « شب عروسی من » وی تمجید کرده و نقد بسیار مثبت وی بر این کتاب اولین نقد دانشور بود از یک رمان نویس زن ایرانی که شهرت وکیلی را به اروپا، آمریکا، کانادا و تا استرالیا کشاند.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 554 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

رامش که هنر ساعتها حرف زدن و چیزی نگفتن از صفتهای بارزش بود به قول خودش برای اینکه شوهر را از عالم انجماد بیرون بکشد خود را به مقصود برساند، لحن کلامش را مخملی کرده بود. زبان چرب و نرم او برای شوهری چون بهنام زبان چندان آشنایی نبود ولی به رغم تصنعی بودنش برای مردی که طی شانزده – هفده سال زندگی مشترک به جز نامزدی و چند ماه اول زندگی بقیۀ سالها را خاروزارهای دل پشت سر گذاشته بود و احساسات پُر شورش بی آنکه در بستری مناسب به جریان بیفتد و ایجاد لذت بکند به دست انداز افتاده بود غنیمتی به شمار می آمد. و حالا در فضایی که شادی شکننده ای در آن موج می زد احساس خوبی داشت.

بهنام مردی آرام، بی آزار و نرم خو بود و مثل خیلیها موقعیت زندگی او را شرطی کرده بود.

همه دوستش داشتند و او بی آنکه از جا تکان بخورد همه جا بود. در قلب همه. این هنر ناپیدایش بود. سلطۀ سحرانگیزی که نزد همه محبوبش می کرد. این روحیه و این نوع شخصیت دلخواه بسیاری از زنها بود. اما برای رامش که همچون توده ای پر حرارت و به هم فشرده، با طغیانی جادویی و غیر قابل درک، در زمرۀ افراد برونگرا قرار می گرفت، نه تنها دلخواه نبود بلکه غیر قابل تحمل

هم بود. بین آن دو تضاد گیرایی وجود داشت.

رامش با زیبایی کولی وارش از همان سنین بلوغ نگاه ها را به سوی خود جلب می کرد. چشمان کشیده و سیاه و چهرۀ سپید و گونه های برجسته و گلرنگش زیبایی گول زننده ای داشت که همه را اغوا می کرد. بهنام در آن چشمهای درشت و بیمناک، طرح سرگردانی خود را می دید. آن دو در سن پایین ازدواج کرده بودند. در سنی که هیچ کس نمی تواند ادعا کند ازدواجش از روی عقل و منطق صورت گرفته است.

بهنام قبل از به پایان رساندن دورۀ سربازی به رامش دل بست و در تمام دوران خدمت در آرزوی به پایان رساندن آن دوران فرسایشی، دلش به نامه های عاشقانه و کودکانۀ او گرم بود.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بی من مرو1”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بی من مرو1”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *