بخشی از کتاب:
اگر تاريخ تنها به صورت رويدادهايى كه در زمانهاى پيشين اتفاق افتاده است و مجرد از تجزيه و تحليلهاى علمى و پيدا كردن رابطه هاى منطقى ميان حوادث در نظر گرفته شود، فقط به كار قصهگويان و حكايتگران و نقالان مىآيد. اما اگر تاريخ به عنوان يك منبع غنى براى مطالعه پديده هاى اجتماعى و به صورت آيينهاى براى تماشاى كاركرد اقوام پيشين و ابزارى در جهت پژوهش در انگيزه هاى ظهور و سقوط تمدنهاى بشرى مطرح شود، به عنوان بخشى از علوم انسانى قابل مطالعه است.
آنچه به تاريخ شكل علمى مىبخشد، نگرش عميق به سير حادثه ها و تحليل رويدادها و بررسى انگيزه هاى تغييرات پديد آمده در ساختارهاى تاريخى است. اگر تاريخ را با چنين شيوهاى بررسى كنيم، خواهيم ديد كه تاريخ نه مايه سرگرمى؛ بلكه نوعى پل ارتباطى ميان نسلهاى بشرى است كه دستيابى به تجربه ها و اندوخته هاى گذشتگان را براى ما امكانپذير مىسازد.
مطالعه تطبيقى تمدنهاى گوناگون بشرى و كوشش براى پيدا كردن رابطه هاى عِلّى در ميان حادثه هاى زنجيرهاى تاريخ و دقت و تعمق در آنچه بر انسان رفته است، سرمايه عظيمى است كه مىتواند در ساختن جامعه هاى نوين مورد استفاده قرار گيرد و انسان را در تعيين سرنوشت خود و پىريزى آگاهانه يك زندگى سالم يارى دهد.
بنابراين، يك مصلح اجتماعى و يك رهبر آگاه همواره بايد تاريخ را پيش روى خود داشته باشد و از منابع عظيم تجربيات انسانى كه در تاريخ موج مىزند، بهرهبردارى كند و آن را دستمايه خود سازد. به همين دليل، اميرالمؤمنين على بن ابىطالب (علیه السلام)، علاوه بر علم سرشار خود كه از چشمه جوشان وحى منشأ مىگرفت، به عنوان يك رهبر بزرگ با آرمانهاى بزرگتر، از تاريخ و داده هاى آن چشم نمىپوشد و در جاى جاى نهج البلاغه از تاريخ سخن مىگويد و بر آن تكيه مىكند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.