بخشی از کتاب:
مجلس باشکوهی پيداست که ميان آن تخت جواهرنگاری گذاشته شده، روی آن خالق اف به شکل پيرمرد لهيده با ریش بلند و موهای سفيد، لباس گشاد جواهردوزی پوشيده، عينک کلفت به چشم زده و به متکای جواهرنگاری یله داده است. یک نفر غلام سياه بالای سر او چتر نگهداشته، پهلوی او دختر سفيدپوستی بادبزن در دست دارد و خالق اف را باد می زند.
دو طرف تخت، چهار پيشخدمت مقرب خالق اف، دست راست:
جبرایيل پاشا و ميکایيل افندی.
طرف چپ:
ملاعزرایيل و اسرافيل بيگ.
به شکل سربازهای رومی سپر، زره، کلاه خود، چکمه تا سر زانو، شمشيرهای بلند به کمر دارند و بال های آنها به پشتشان خوابيده. فقط ملاعزرایيل صورتش مثل کاسه سر مرده است. لباس سياه به دوش انداخته و عوض شمشير هم داس بلندی در دست دارد.
همه آنها به حالت نظام ایستاده اند. پشت سر آنها دسته ای حوری با چارقدهای قالبی وسمه کشيده مجلس را تماشا می کنند و غلمانها با نگاه خریداری آنها را برانداز می کنند. کنار اتاق مسيوشيطان با قد بلند، کلاه بوقی، شنل سرخ به دوش انداخته و قدّاره به کمرش بسته است، ریش بزی به زیر چانه دارد و با ابروهای بالاجسته به مجلس نگاه می کند.
ميان مجلس دسته ای حور و پری با لباس های نازک، سرنا و دنبک و دایره می زنند و می خوانند:
دل هوس لاله و صحرا ندارد، ندارد
ميلی به گلگشت و تماشا ندارد، ندارد







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.