پروفسور

این رمان نوشته « شارلوت برونته » می باشد.

شارلوت برونته (به انگلیسی: Charlotte Brontë) (زاده ۲۱ آوریل ۱۸۱۶ — درگذشته ۳۱ مارس ۱۸۵۵) در تورنتون، همپشر انگلستان، نویسنده و شاعر انگلیسی بود. او و دو خواهرش به نامهای امیلی و آن نویسندگان شهیر انگلیسی هستند، که به خاطر عمر کوتاه ‌شان نیز شهرت دارند. یکی از معروف ‌ترین کتابهای وی رمان جین ایر است، که آن را با نام هنری کِرِر بل منتشر کرد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.

با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این کتاب مشتمل بر 370 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

چند روز پیش که به اوراق و نامه هاي خود نگاه می کردم رونوشت نامه اي را که یکسال قبل به یکی از همشاگردیهاي قدیمی خود نوشته بودم پیدا کردم، متن آن چنین بود:

 « چارلز عزیزم تصور می کنم هنگامی که من و تو در « ایتون » با هم بودیم اخلاق و خصوصیات هیچکدام از ما با هم جور در نمی آمد، تو آدمی آداب دان، زیرک، خونسرد و کنایه زن بودي. در مورد خودم قصد ندارم خصوصیاتم را تصور کنم و از طرفی نمی توانم به خاطر بیاورم که اخلاق و رفتارم قابل توجه و جاذب بود. آیا تو می توانی آن را به خاطر بیاوري؟ چه نیروي مغناطیسی و نهانی من و تو را به طرف یکدیگر می کشاند، نمیدانم، یقیناً من از احساسات درونی (پیلیدز) و (اورستز) نسبت به تو اطلاعی نداشتم ولی دلیل دارم و معتقدم که تو به سهم خود نسبت به من بی اعتنا و بی تفاوت بودي و هیچگونه توجهی به من نداشتی. با این حال در غیر از ساعات درس ما با هم قدم می زدیم و مرتباً صحبت می کردیم و همینکه در موضوع صحبت مان توافق پیدا می کردیم یکدیگر را درک می نمودیم و هنگامیکه من دوباره احساس خودم را که سرشار از یک دوستی مبهم و حاکی از انگیزه احساسات عالی و محسوس بود به تو اظهار می کردم خونسردي و بی اعتنائی کنایه دار تو آن را از بین می برد و مرا مأیوس و دلسرد می ساخت، اما من خودم را خیلی بالاتر از بی اعتنائی و خونسردي تو حس کرده و در برابر آن مقاومت می کردم. همچنانکه هنوز هم چنین احساسی در وجودم باقی است. مدت زیادي است که از نوشتن این نامه می گذرد. باز هم مدت مدیدي است که ما یکدیگر را ندیده ایم ولی روز قبل بر حسب اتفاق یکی از روزنامه هاي محلی تو به دستم افتاد و اسم تو را در آن دیدم. بفکر گذشته هاي دور افتادم. تمام اتفاقات و حوادثی که پس از جدایی من و تو برایم رخ داد و جلو چشمم مجسم شد و نشستم و شروع به نوشتن این نامه کردم. من حالا نمی دانم تو مشغول چه کار هستی اما گر این نامه را با دقت بخوانی خواهی دید که از گردش روزگار چه بسرم آمده است.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پروفسور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پروفسور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *