بخشی از کناب:
نويسنده كتاب « محمد پيغمبری كه از نو بايد شناخت » در كتاب خود میگويد: من واقعاً به همه مسلمانان جهان تبريك میگويم كه پيغمبر آنها با اينكه در سرزمين اميت مبعوث شد سخن خود را با علم و سواد و معلومات و دفتر و كتاب و قلم شروع كرد.
عرض كردم اين روز، روز رستاخيز انسانيت است. زيرا در اين روز تنها او برانگيخته و مبعوث نشد، او برانگيخته و مبعوث شد و از مبعوث شدن او جهانی برانگيخته و مبعوث شد، دنيائی بپا خاست، انقلابی عظيم و همه جانبه بپا شد. انقلابی كه در آن واحد در دو جبهه بود: در دو جبهه متخالف و متضاد، هم برونی و هم درونی، هم اخلاقی و هم اجتماعی، هم معنوی و هم دنيائی. میدانيم كه انقلابات مقدس اجتماعی منتهای هنرشان اينست كه در طبقه محروم و مظلوم روح حياتی بدمند و آنها را به قيام در برابر طبقه استثمارگر وادار كنند. ماهيت انقلاب اسلامی تنها اين نبود كه طبقهای را به جان طبقه ديگر بياندازد.
البته اين كار را كرد، اين روح را دميد و مردم را به قيام در برابر ظلم وادار كرد، اما كارش تنها اين نبود. كاری بالاتر و انقلابی عظيمتر نيز به پا كرد كه جز از او و كسانی از طراز او يعنی پيغمبران، ساخته نيست. انقلاب درونی ايجاد كرد، يعنی بشر را حتی عليه تبهكاريهای خودش به قيام واداشت. اين خصوصيت منحصراً از مذهب است كه قادر است آدمی را عليه تبهكاری و جنايتكاری شخص خودش به قيام وادارد، كه از خود حساب بكشد، خود را ملامت كند، و خود را به پای محكمه عدل و انصاف بكشد.
برويم دنبال مطلب اصلی خودمان، عنوان اين سخنرانی چنانكه میدانيد اينست: « خورشيد دين هرگز غروب كردنی نيست » بايد بگويم همين مجلس امشب ما در اين محل و در اين كانون گواه صادقی است بر اينكه خورشيد دين غروب نمیكند و روز بروز در آسمان انسانيت ظاهرتر میشود.
شما میبينيد كه اسلام پس از چهارده قرن در مثل اين كانون كه كانون دانش است، يك مركز فرهنگی است، تجلی میكند، و كانونهائی نظير اين كانون را كه مسلماً نه اولين آنها خواهد بود و نه آخرينشان، فتح میكند. اين چه چيزی است؟ اين چه نيروئی است؟ اين چه قدرتی است؟ آيا اين قدرت غروب كردنی است؟ تمام شدنی است يا نه؟







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.