صنم

این رمان نوشته « مهسا طایع » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

مهسا طایع جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

این نویسنده کتابهای دیگری مانند هم دارد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 196 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

نور ماه، اتاق را سایه روشن کرده بود. زیبایی حیرت انگیز ماه، راحله را به سوی پنجره کشاند، و او لحظاتی به نظاره ایستاد. با تک ضربه ای که به در نواخته شد، افکار سرگردان او در هم ریخت و لحظه ای بعد قامت بلند پدرش را دید که در آستانه در ظاهر شد. به سویش لبخند زد و او را دعوت به نشستن نمود.

آقای ایمانی به دخترش که اکنون در مقابل او نشسته بود خیره شد. راحله خوب می دانست که پدر برای چه به اتاقش آمده است، سرش را پایین انداخت و خود را به مرتب نمودن چین های دامنش مشغول کرد. آقای ایمانی سکوت را شکست و درحالیکه لحنی ملایم و غمگین به کلامش داده بود، گفت:

– دخترم! بالاخره تصمیمت رو گرفته ای یا نه؟ تا وقتی که خیال من و مادر از طرف تو آسوده نشه، نمی تونیم به هلند بریم.

راحله چشمان در اشک نشسته اش را به پدر دوخت و به آرامی گفت:

– ولی پدر، من بعد از مرگ سعید به هیچ مرد دیگه ای فکر نکردم، نمی تونم هیچ کس رو به جای او قرار بدم!

آقای ایمانی سیگاری از جیبش در آورد و آن را گوشه لب نهاد و گفت:

– می دونم برات خیلی سخته، از علاقه تو به سعید همه آگاه اند، تو چهار

ساله که گوشه این اتاق نشستی و اشک ریختی، ولی آخرش چی؟! تو هنوز جوونی… تازه صنم هم پدر می خواد، ولی اگر دیرتر اقدام کنی، سن او بالاتر می ره و وجود یک غریبه رو به سختی نمی تونه تحمل کنه.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “صنم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “صنم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *