رمان شب ایرانی

این رمان نوشته « ر. اعتمادی » می باشد.

رجب ‌علی اعتمادی (۳۰ بهمن ۱۳۱۲ – ۲۱ تیر ۱۴۰۲) مشهور به ر. اعتمادی نویسنده، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار اهل ایران بود. وی به خاطر نوشتن رمانهای عامه‌پسند شهرت داشت. اعتمادی بنیان ‌گذار و سردبیر اولین مجله با مخاطب ویژه نسل جوان ایران بود. از او 28 اثر چاپ شده است. سبک کتابهای وی عشقی، اجتماعی و عرفانی است.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 280 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

پرواز با هواپيما هميشه براي ايراني ها با يك نوع پيچيدگي و اسرار همراه است. تا وقتي سوار هواپيما نشده ايم هرگز به آن فكر نمي كنيم اما همين كه در روي صندلي نشستيم و كمر بند را محكم كرديم و مهماندار هواپيما سفر به خير معمولي خود را كه از تكرار مثل صفحات قديمي گرامافون خط خط افتاده است برايمان خواند به ناگهان انديشه هاي هزاران ساله نسل هاي پي در پي در باره مرگ و سفر به جهان ديگر در اعماق خاكستري مغزمان جان مي گيرد، و هزار و يك سوال تكراري كه مثل سفر به خير مهماندار هواپيما تكراري و خط خطي است در برابرمان قد مي افرازد كه… اگر هواپيما سقوط كند چه مي شود؟ مرگ، بله مرگ… من چگونه با مرگ روبرو مي شوم؟ پس سهم من از اين دنيا چه بوده؟ مرا براي چه آفريدند؟ هدف نهايي از آفرينش من بر روي زمين چه بوده است؟

اما هر قدر هواپيما از زمين فاصله مي گيرد، ما ايراني ها، خود را بيشتر به خدا نزديك احساس مي كنيم، ديگر از ترس يا به دليل پنهاني ديگر به روي زمين نگاه نمي كنيم، از آن لحظه، چشمان ما در ميان توده هاي سرگردان ابر و بر فراز همه ابرها و كوه ها، به سوي آسمان است، انديشه هاي پخته در كارگاه تفكر نسل ها، در باره زندگي، مرگ و پس از مرگ ما را چنان به خود مشغول مي دارد كه متوجه دلبریهاي كاملاً زميني مهمانداران هواپيما نمي شويم.

به جرأت مي توانم بگويم كه انديشه مرگ بيش از هر عامل ديگر ما ملت تاريخي را مي آزارد زيرا بيش از هر ملتي در دنيا، زير پنجه هاي قهار مرگ، مرگ هاي دسته جمعي كه به وسيله غارتگران و مهاجمان به ما تحميل شده و يا بلاياي طبيعي، دست و پا زده ايم، به همين خاطر وقتي زير پايمان از زمين خالي مي شود همه ترس ها، اوهام و پيچيدگي مرگ، ما را چنان در خود مي فشارد كه تا بيست و چهار ساعت پس از پرواز هم ما را رها نمي كند.

به همين دليل من قرار ملاقاتم را در هامبورگ، بندر مشهور آلمان با شهرزاد، به بيست و چهار ساعت بعد از ورود موكول كرده بودم. بايد اعتراف كنم كه عطش اطلاع از ماجراهاي زندگي شهرزاد كمتر از هيجان پرواز مرا آزار نمي داد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان شب ایرانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان شب ایرانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *