درد من و تو

این رمان نوشته « زهره قوی بال » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

 زهره قوی بال جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 296 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

اتومبیل آلبالویی طبق معمول هر هفته پس از ساعتی گشت و گذار در خیابانهای شلوغ شهر در کوچه مورد نظر توقف کرد. اما نه مثل همیشه و نه در جای همیشگی این بار به طور ناگهانی و در وسط کوچه درحالیکه ده جفت چشم غمگین و ناراحت به آن خیره شده بود. این دفعه علاوه بر او راننده هم پیاده شد و به دنبال آن سر و صدای بچه ها بلند شد. سر و صدایی که محتوای آن پرخاش و سرزنش بود. به خاطر توپ فوتبال بی ارزشی که چندان قیمتی نداشت. اما برای آنها تنها وسیله با ارزشی بود که برای بازی داشتند. حالا با شنیدن صدای ترکیدن آن قلبشان جریحه دار شده بود و بیچاره فرد مقصر، زیرا نگاه هیچ یک از دوستانش با او مهربان نبود. آنها گفتند:

– این همه زحمت کشیدیم و پول جمع کردیم، دیدی آخرش چه شد. حتی یک هفته هم با آن بازی نکردیم. همه تقصیر تو بود، علی.

علی با شرمندگی گفت:

– ببخشید، به خدا ماشین را ندیدم.

خانمی از اتومبیل پیاده شد و به بحث آنها خاتمه داد و گفت:

– خیلی خوب، حالا توپ مال کدام یک از شما بود؟

یکی از بچه ها که اسمش مرتضی و به نظر بزرگتر از بقیه بود، پاسخ داد:

– مال همه مان خانم، یک ماه بود که پول توجیبیهایمان را جمع کردیم تا توانستیم آن توپ را بخریم.

– خیلی خوب ناراحت نباش. بیا جلوتر ببینم، چند سالت است؟

– سیزده سال.

– پس برای خودت مردی هستی و برای بقیه مثل برادر بزرگتر، درسته؟

– ما همه مان مثل برادریم خانم. سالهای زیادی است که با هم دوستیم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “درد من و تو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “درد من و تو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *