دختری در مه

این رمان نوشته « تکین حمزه لو » می باشد.

تکین حمزه ‌لو نویسنده و مترجم معاصر ایرانی در 22 فروردین سال 1356 در تهران متولد شد. او در رشته مهندسی نرم‌افزار دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل کرده است.

 او علاوه بر نویسندگی دستی بر هنر دارد و در رشته‌های نقاشی رنگ روغن و آبرنگ و مینیاتور تعلیم دیده است.

او تاکنون 19 اثر در کارنامه‌ی ادبی خود ثبت کرده است که تنها یکی از آنها با نام محکوم به نیستی از نویسنده‌ کانادایی، جوی فیلدینگ (Joy Fielding) ترجمه شده است.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 460 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

صدای هلهله و کِل فضای حیاط بزرگ را پر کرده بود. درختان اطراف محوطه بفهمی نفهمی به سبزی می زدند و پر از ریسه های چراغ بودند که انتظار تاریک شدن هوا را می کشیدند. زنان و مردان زیادی در حیاط جمع شده بودند و به عروس و داماد جوان که از روی گوسفند تازه قربانی شده پا به داخل خانه می گذاشتند نگاه می کردند. اکثر زنها آرایش غلیظی بر چهره داشتند و تک و توک هم روسری نازکی بر روی موهای تازه درست شده و پر از تافت و ژلشان انداخته بودند. فضا پر از بوی اسپند بود.

زنی کوچک اندام که لباسی آبی رنگ و بددوختی بر تن داشت با صدای نازکی تقریباً جیغ کشید: به افتخار عروس و داماد، و دوباره همه جمعیت استقبال کننده شروع به دست زدن و کِل کشیدن کردند.

عروس جوان با چشمان درشتش به اطراف نگاه کرد. صورت زیبایش آرایش اندکی داشت و بر عکس سایر عروسان لباسش پیراهن ساده ای به رنگ سپید بود. موهای پر از چین و شکنش به جای اینکه مثل همیشه روی شانه های ظریفش بریزند بالای سر و دور تاج کوچک و زیبایی جمع شده بودند. ابروهای نازک و تازه درست شده اش به حالت شگفتی بالا رفته بودند. چشمان درشت و مشکیش ترسیده و مضطرب در چشم خانه گشاد شده و پوست سفید و مهتابی

اش گل انداخته و عرق کرده بود.

مادر عروس زن بلند قامت و چهارشانه ای بود با موهای تازه رنگ شده که کت دامنی به رنگ سبز روشن بر تن داشت. به محض ورود دخترش جلو رفت و دست او را در دست گرفت و با صدای آهسته ای نجوا کرد:

– وای چقدر خوشگل شدی عزیزم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دختری در مه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دختری در مه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *