بخشی از کتاب:
اهل يمن با شنيدن پذيرش خلافت از جانب اميرالمؤمنين على (عليه السلام) گروه گروه به مدينه رهسپار شدند و ضمن تهنيت گفتن، با على بن ابى طالب (عليه السلام) بيعت كردند.
از بزرگان يمن نخستين كسى كه به سوى مدينه حركت كرد، رفاعة بن وائل همدانى از قبيله همدان بود و بعد از او رويبة بن وبر بجلى به اتفاق قبيله اش به سوى مدينه روى آورد. شب و روز در حركت بودند تا به خدمت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) شرفياب شدند. چون خبر حركت بزرگان يمن به على (عليه السلام) رسيد. به مالك اشتر فرمود با جماعتى از مشاهير مدينه به استقبال آنان رود. مالك اشتر هم با شكوه فراوان و تدارك نيكو از مدينه خارج شد و به استقبال رفت. وقتى آنان را ملاقات كرد، خير مقدم گفت و آنان را نيك گرامى داشت و گفت:
– اى اهل يمن! به قومى نيكو وارد شديد، كه شما را دوست دارند، و شما نيز به آنان محبت داريد، به خدمت امامى عادل، خليفه اى فاضل كه مهاجر و انصار او را پسنديده و بر خلافت او اتحاد و اتفاق دارند، رسيده ايد.
پس به همراه مالك اشتر به مدينه وارد شدند، روزى به استراحت پرداختند و در روز ديگر ده نفر از مشاهير آنان يعنى عياض بن خليل ازدى، رفاعة بن وائل همدانى، كيسوم بن سلمة الجهنى، رويبة بن وبر جبلى، رفاعة بن شداد خولانى، جميع بن خيثم كندى، احنف بن قيس كندى، عقبد بن نعمان نجدى و عبدالرحمن بن ملجم مرادى، به خدمت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) شرفياب شدند، على (عليه السلام) آنان را نزد خويش نشانيد و مورد لطف قرار داد. آنگاه به آنان فرمود:
– شما بزرگان و رؤساى يمن هستيد. اگر براى ما مشكلات و دشوارى سخت پديد آيد، و نياز به شمشير و نيزه باشد حمايت شما چگونه است و چه اندازه صبر مى كنيد؟
عبدالرحمان بن ملجم مرادى از ميان جمع سخن آغاز كرد و گفت:
– يا اميرالمؤمنين! ما را با جنگ ناف بريده و با پستان پيكان شير داده و در ميدان جنگ پرورش داده اند. ما از شجاعان و شيران ميدان هستيم، به هر سوى فرمان دهى اطاعت مى كنيم. صفات پهلوانى و جنگ آورى را از اجدادمان به ارث برده ايم.
على (عليه السلام) آنان را مرحبا گفت، و اكرام فرمود، با خوشى و خوشحالى به يمن برگشتند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.