بخشی از کتاب:
صورت يك داستان ادبى كه خستگى را مى گيرد و آرامش خاطر مى بخشد مى شناسم. آرى در اين داستانها گاهى شخصيّت داستان سرا را مى توان شناخت و سطح افكار معاصرين و همدوره هاى او را مى توان بررّسى كرد و چگونگى تمدّن كشور را در آن زمان و چيزهاى ديگرى را كه به خود داستان ارتباطى ندارد. من در داستان هاى سيف بدين گونه مى نگرم و از سبك داستان، چنين احساس مى كنم، كه داستان سراى زبردست ما، نيازمند ساختن و پرداختن سلسله سند براى داستان هاى خود بوده است به نحوى كه سلسله آنها به همان دوره اى كه در باره آن دوره داستان سرايى كرده است برسد، زيرا زمان جرجى زيدان نبوده كه نيازى براى سندسازى افسانه هاى تاريخى اش نداشته باشد.
وضع و موقعيّت روايات سيف نزد من بدين گونه است كه نمى توانم به هيچ يك از آنها اعتماد نمايم، زيرا كسى كه اين همه دروغ از او صادر شده چه تضمينى دارد كه در ساير موارد نيز دروغ نگفته باشد؟ پس عقل اقتضاء مى كند كه به هيچ يك از روايات سيف اعتماد نشود. من در صورتى كه داستانى را كه سيف روايت كرده به طريق و راه معتبر ديگرى به دست آورم آن را مى پذيرم و ترجيح مى دهم كه روايت سيف را كالعدم منظور نمايم.
در پنجمين قسمت متذكّر شده ايد كه: من تحريفاتى را در تعيين سال حوادث و رويدادها به سيف نسبت داده ام و كلمه تحريف، تعمّد را در تعيين سال رويدادها مى رساند، در حالى كه تنها سيف نبوده كه اختلاف در تعيين سال حوادث داشته است.
در پاسخ مى گويم: اگر چه اشخاص و راويان ديگرى غير از سيف نيز در تعيين سال و تاريخ رويدادها با يكديگر اختلاف دارند، لكن اين كار به آن اندازه كه نزد سيف شايع بوده و او بدان عادت داشته است نبوده، علاوه بر آنكه، آنچه از سيف ديده ايم و تحريفات و دست بردن ها و دگرگون سازى هايى كه او در داستان هاى تاريخ نموده است مشاهده كرديم، از ديگران بدين پايه ديده نشده است و ما بيشتر به آن قسمت از تحريفاتش نظر داشته ايم كه تنها او تعمّداً انجام داده و هيچ يك از راويان ديگر با او در گفته اش موافقت نكرده اند، يعنى خلاف همه راويان ديگر تعيين كرده است.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.