بخشی از کتاب:
در اينجا قطع نظر از مفهوم اين آيه و سؤالات مربوط به آن، مسائل و مطالب ديگري نيز داريم كه بايد آنها را از يكديگر تفكيك كنيم و درباره آنها بحث كنيم:
فلسفه و هدف جهاد
يكي از مسائل اين است كه اسلام جهاد را براي چي وضع كرده است؟ بعضيها معتقدند اساساً در دين نبايد جهاد وجود داشته باشد، در دين نبايد قانون جنگ وجود داشته باشد، چون جنگ بد چيزيست، دين بايد بر ضد جنگ باشد، نه اينكه خودش قانون جنگ وضع كرده باشد، و ما ميدانيم كه يكي از فروع دين اسلام جهاد است. از ما وقتي ميپرسند فروع دين چند تا است مي گوئيم ده تا، مي گوئيم نماز، روزه، خمس، حج، جهاد،…
از جمله موارديكه مسيحيان فوق العاده عليه اسلام تبليغ مي كنند همين است.
جهاد و آزادي عقيده
مي گويند اولا چرا چنين ماده قانوني در دين اسلام وجود دارد و ثانيا مسلمين بواسطه همين اجازه قانوني از طرف اسلام با ملتها وارد جنگ شدند و اسلام را به زور تحميل كردند. مي گويند جهادهاي اسلامي همه جهاد تحميل عقيده بود، براي اين بود كه اسلام را به زور تحميل بكنند و اسلام هم به زور تحميل شد. مي گويند جهاد با يك اصل عمومي حقوق بشر به نام « آزادي عقيده » مغايرت دارد.
تفاوت ميان مشرك و غير مشرك
مسئله ديگريكه ما اينجا بايد اين مسئله را عنوان كنيم اين است كه در قانون جهاد، اسلام ميان مشرك و غير مشرك تفاوت قائل شده، نوعي همزيستي با غيرمشرك را اسلام جايز دانسته است كه با مشرك جايز ندانسته است.
آيا ميان جزيره العرب و غير جزيره العرب فرق است
مسئله ديگر كه باز بايد ما طرح كنيم اين است كه آيا اسلام ميان جزيره العرب با غير جزيره العرب فرق مي گذارد؟ يعني يك جا را مركز اصلي خودش تلقي كرده است و در مركز اصلي خودش نه مشرك مي پذيرد و نه اهل كتاب و آن جزيره العرب است ولي در غير جزيره العرب اين مقدار سختگيري ندارد مثلاً با مشرك همزيستي مي كند و يا با اهل كتاب همزيستي مي كند و بالاخره آيا ميان جزيره العرب تفاوتي هست يا تفاوتي نيست.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.