بخشی از کتاب:
صلاح الدين، همچنين، به امير اسامه، نگهبان بيروت، نامه نوشت و دستور داد که آنچه کشتي بادباني و پاروئي دارد، آماده کند و آنها را از مردان جنگي پر سازد و به دريا روانه کند تا از رسيدن فرنگيان به عکا جلوگيري نمايند.
امير اسامه نيز دستور صلاح الدين را به کار بست و کشتيهاي پاروئي را به دريا روانه کرد. اين کشتيها به پنج کشتي برخوردند پر از سربازاني که جزو نيروهاي پادشاه انگلستان بودند. او اين سربازان را از جلو فرستاده و خود در قبرس مانده بود که آن جزيره را بگيرد.
وقتي کشتيهاي مسلمانان با کشتيهاي فرنگيان يعني همان کشتيهاي انگليسي روبرو شدند، مسلمانان بر آنها چيره گشتند و کشتيها را گرفتند و آنچه در کشتيها بود، از خوراکي و کالا و پول همه را به غنيمت بردند و سربازان را نيز اسير کردند.
صلاح الدين به نايبان ديگري هم که در آن نزديکيها داشت نامه نگاشت و دستور داد تا چنان کنند که کشتيها و سربازان امير اسامه کرده بودند.
اما فرنگياني که در عکا بودند به پيکار با کساني که شهر را در دست داشتند ادامه دادند و در تاريخ چهارم جمادي الاولي هفت منجنيق در برابر شهر بر پاي کردند.
صلاح الدين که چنين ديد، از شفرعم اردو و بار و بنه خود را برچيد و با لشکر خويش از آنجا نقل مکان کرد و در برابر فرنگيان اردو زد تا سربازانش هر روز براي آمدن به سر وقت فرنگيان و برگشتن از پيش آنها به زحمت نيفتند.
او و لشکرش به فرنگيان نزديک شدند و هر گاه فرنگيان براي جنگ با مردم عکا به حرکت در مي آمدند، مسلمانان، خود را به ايشان مي رساندند و از آن سوي خندقشان با آنها به جنگ مي پرداختند.
بدين گونه، فرنگيان با مسلمانان سرگرم زد و خورد مي شدند و از جنگ با مردم عکا باز مي ماندند. در نتيجه، بار جنگ براي اهالي شهر عکا سبکتر مي شد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.