بخشی از کتاب:
باري طبق همان مدرك سابق (مقاله مجلّه توشه) میرزا مهدی خان پس از حمله افاغنه به ایران و اسارت اصفهان عزلت گزید و تا ورود نادر به اصفهان ستاره اقبال او در محاق بود و کسی هم از این ایام گوشه نشینی او اطلاعی ندارد. امّا چون نادر فاتحانه از مهماندوست به مورچه خورت و از مورچه خورت به اصفهان آمد، گروه گروه مردم به حضرت او شتافتند و تهنیت فتح گفتند که از آن جمله میرزا مهدی خان بود.
او با گروهی از اهالی استراباد به خدمت نادر تشرف جست و عریضه زیر را به عرض نادر رساند.
ظاهراً در صحت انتساب این عریضه به میرزا مهدی خان ایرادي نیست چه هم سبک انشاء و هم وقوع آن در منشات او رفع هرگونه تردید می کند. منتهی این عریضه نمی رساند که میرزا مهدی خان در ایّام دولت افاغنه به اصفهان بوده است. چه دور نیست که او از استراباد به خدمت نادر شتافته باشد، جز آنکه بگوئیم بعد راه و نبودن وسیله سریع و بدتر از همه زمستان مانع آمدن او از استراباد باشد.
از قرار حسن تحریرنامه و تقریر کلام کار خود را در این ملاقات می کند. چه بعد از این برخورد است که میرزا مهدی خان از برکشیدگان نادر می شود و سرنوشتش براي مدت هیجده سال به سرنوشت نادر پیوند می خورد.
او که در مجلس نادر به ضبط وقایع مأمور است تا قوریلتاي دشت مغان شغل منشی الممالکی را نیز اداره می کند و با میرزا علی اکبر ملّاباشی و میرزا ابوالقاسم کاشی از معتمدان حضور می شود. گرچه پس از واقعه دشت مغان شغل منشی الممالکی از او گرفته و به میرزا مؤمن خان تفویض می شود باز ما دست او را در همه کارها می بینیم.
صدور فتحنامه هاي «قندهار» و «هند» و مقاوله نامه هاي ایران و روم به وسیله او- بعد از واقعه دشت مغان- خود شاهد بینّی است برین مدّعی.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.