بخشی از کتاب:
حقيقت اينست كه در استدلال فوق درباره عدم امكان توافق ميان اسلام و مقتضيات زمان نوعی « مغالطه » به كار رفته است هم در ناحيه اسلام و هم در ناحيه مقتضيات زمان.
اما از ناحيه اسلام از آن نظر كه جاودانگی قوانين اسلام و نسخ ناپذيری آن كه امری قطعی و از ضروريات اسلام است با قابليت انعطاف كه امری است مربوط به سيستم قانونگزاری اسلام و خود اسلام خود بخود با مكانيسم مخصوص كه از مختصات سيستم قانونگزاری اسلام است به وجود می آورد يكی فرض شده است و حال اينكه اين دو تا كاملاً از يكديگر جدا هستند. قدرت شگرف جوابگوئی فقه اسلامی به مسائل جديد هر دوره ای نكته ای است كه اعجاب جهانيان را برانگيخته است. تنها در زمان ما مسائل جديد رخ ننموده است، از آغاز طلوع اسلام تا قرن هفتم و هشتم كه تمدن اسلامی در حال توسعه بود و هر روز مسائل جديد خلق می كرد، فقه اسلامی بدون استمداد از هيچ منبع ديگر وظيفه خطير خويش را انجام داده است. در قرون اخير بی توجهی مسؤولين امور اسلامی از يك طرف و دهشت زدگی در مقابل غرب از طرف ديگر موجب شد كه اين توهم پيش آيد كه قوانين اسلامی برای عصرجديد نارسا است.
اما از ناحيه مقتضيات زمان. مغالطه ای كه از اين ناحيه به كار رفته از آن جهت است كه چنين فرض شده كه خاصيت زمان اينست كه همه چيز حتی حقايق جهان را نيز فرسوده و كهنه نمايد. و حال آنكه آنچه در زمان كهنه و نو می شود ماده و تركيبات مادی است، يك ساختمان، يك گياه، يك حيوان، يك انسان محكوم به كهنگی و زوال است، اما حقايق جهان ثابت و لايتغير است. آيا جدول فيثاغورث به حكم اينكه بيش از دوهزار سال از عمرش می گذرد كهنه شده است؟ آيا گفته سعدی: « بنی آدم اعضای يك پيكرند » چون هفتصد سال از عمرش می گذرد منسوخ و غير قابل عمل است؟ آيا به دليل اينكه عدالت و مروت و وفا و نيكی چندين هزار سال است كه دهان به دهان می گردد مندرس شده است؟ بلكه گفتن اينكه جدول فيثاغورث عمر چندهزار ساله دارد و گفته سعدی عمر هفتصدساله، غلط است، محتوای جدول فيثاغورث و شعر سعدی حقايقی ازلی و ابدی می باشند و آنان بازگو كننده آن حقايقند و بس.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.