آهنگ دیدار

این رمان نوشته « صدیقه احمدی » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

صدیقه احمدی جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

این نویسنده کتابهای دیگری مانند هم دارد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 383 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

ونوس با دلواپسی به کامیار گفت:

– اگه پدرت منو نپسندید من دیوونه می شم.

کامیار به چشمان کمرنگ او که مژه های یکدست سیاه آنها را احاطه کرده بود نگاه عمیق و مهربانی دوخت و گفت:

– حتی اگه پدرم مشکل پسندترین آدم روی دنیا باشه هیچ ایرادی نمی تونه به تو بگیره. تو خوشگل ترین دختر دنیایی.

– آخه فقط خوشگلی که مهم نیست!

– درسخون و زرنگ هم هستی. مهربان، خنده رو، روشنفکر، تک فرزند و خونواده دار، تو همه معیارهای ذهن بابا رو داری.

ونوس هنوز دلواپس و نگران بود با دلهره پرسید:

– حالا اومدیم و بابات منو قبول نکرد تو از من می گذری؟

– معلومه که نه، نگران نباش عزیزم! من اینقدر تعریفت رو پیش خونواده م کرده ام که دیدگاهشون مثبتِ مثبته، به علاوه اونها روشنفکرن، ممکنه عیب و ایرادی بگیرن ولی عاقبت حق انتخاب و تصمیم گیری رو به من میدن.

دل ونوس همچنان گرفته بود گفت:

– همه ش به خاطر عشقه، واسه اینکه نمی تونم از سر اولین عشقم بگذرم.

– منم همین طور عزیزم. ما با هم عهد بسته ایم که با کمک هم همه موانع و مشکلات رو از سر راهمون برداریم، مطمئن باش پیروزیم.

ونوس آدرس مطب پدر کامیار را یادداشت کرد که ساعت شش بعد از ظهر به حضور پدر شوهر آینده اش برسد و برای اولین بار به او معرفی شود اما همین که از کامیار دور شد دلهره و اضطراب به حلقومش رسید و دریافت که به تنهایی از عهده چنین ملاقاتی بر نمی آید به کامیار تلفن کرد و گفت:

– کامی جون! من نمی تونم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آهنگ دیدار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آهنگ دیدار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *