آبی تر از آسمان

این رمان نوشته « شهلا کلانتری » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

شهلا کلانتری جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

این نویسنده کتابهای دیگری مانند هم دارد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 425 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

تهران سال 1350

فرهاد نگاهی به صورت لیلا انداخت. دستهایش در هم گره خورده بود. سعی می کرد جلوی عصبانیت خود را بگیرد، گفت:

ـ آخه تو که دختر خوبی هستی چرا لج می کنی؟ مگر چه می شد که به این بابا و ام بدهی و ما را از دست این مردک خلاص کنی!

اینها حرفهایی بود که مدام در این چند روز داشت به لیلا خواهرزاده کوچکش می گفت. لیلا در جواب گفت:

ـ آخه بابا به من چه ربطی دارد؟ مگر من قرض بالا آوردم؟ مگر من صبح تا شب توی این کافه ها… دارم با این و آن خوش و بش می کنم؟ بریز و بپاش می کنم؟ مگر من پول حیف و میل می کنم؟ به خدا دایی خسته ام! اگه بخواهی سر به سرم بگذاری اینجا نمی مانم راهم را می گیرم و از اینجا می روم آن وقت تو می مانی و قول هایی که به مادرم قبل از دفنش دادی.

لیلا غرق فکر و خیال شد. فکر چند سال پیش که چه فاجعه ای رخ داده بود. او به آن سال برگشته بود. به آن دوران خوش. چه خانواده خوشبختی بودند اگر پدرش، مادرش و برادرش زنده می ماندند. آن وقت او هم مانند بقیه خوش بود و زجر نمی کشید. با خود گفت: کاش به شمال نمی رفتیم. ما که هر سال می رفتیم کاش آن سال نمی رفتیم. هر سال تابستان چند روزی را با خانواده به شمال می رفتند. کنار هم اقامت در کنار دریا و ویلاهای زیبا، تفریح و شنا، قایق سواری و دیدن موج های کوتاه و بلند و لذت بردن از این صحنه ها و بازی های دیگر با پدرام برادرش که چهار سال از لیلا بزرگتر بود و به خاطر بزرگی همیشه هوای لیلا را داشت.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آبی تر از آسمان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آبی تر از آسمان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *