کشتی پهلو گرفته

این کتاب نوشته « سید مهدی شجاعی » است.

سید مهدی شجاعی نویسنده‌ معاصر ایرانی در سال 1339 در تهران به دنیا آمد. وی صاحب کتابهای پرمخاطبی نظیر « رزیتا خاتون » و «غیر قابل چاپ» است.

سید مهدی شجاعی نویسنده نام آشنای سالهای اخیر است که در قالب داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و فیلم ‌نامه دست به قلم است. بیشتر آثار شجاعی رنگ و بوی مذهبی دارند. وی از جمله نویسندگان پرکار در حوزه‌ ادبیات آیینی به شمار می‌رود و به همین جهت، از نگاه برخی، لقب « پدر ادبیات آیینی » به ‌درستی به او داده شده است.

کتاب « کشتی پهلو گرفته » از آثار این نویسنده خوش قلم است.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

روزگار غريبي است دخترم! دنيا از آن غريبتر!

اين چه دنيايي است كه دختر رسول خدا را در خويش تاب نمي آورد؟

اين چه روزگاري است كه « راز آفرينش زن » را در خود تحمل نمي كند؟

اين چه عالمي است كه دردانة خدا را از خويش مي راند؟

روزگار غريبي است دخترم. دنيا از آن غريبتر.

آنجا جاي تو نيست، دنيا هرگز جاي تو نبوده است. بيا دخترم، بيا، تو از آغاز هم دنيايي نبودي. تو از بهشت آمده بودي، تو از بهشت آمده بودي…

آن روزها كه مرا در حرا با خدا خلوتي دوست داشتني بود، جبرئيل؛ اين قاصد ميان عاشق و معشوق، اين رابط ميان عابد و معبود، اين ملَك خوب و پاك و صميمي، اين امين رازهاي من و پيامهاي خداوند، پيام آورد كه معبود، چهل شبانه روز تو را مي خواند، يك خلوت مدام چهل روزه از تو مي طلبد…

و من كه جان مي سپردم به پيامهاي الهي و آتش اشتياقم زبانه مي كشيد با دمِ خداوندي، انگار خدا با همه بزرگي اش از آن من شده باشد، بال در آوردم و جانم را در التهاب آن پيام عاشقانه گداختم.

آري، جز خدا و جبرئيل و شوي تو كسي چه مي دانست حرا يعني چه، كسي چه مي داند خلوت با خدا يعني چه؟

اما… اما كسي بود در اين دنيا كه بسيار دوستش مي داشتم، خدا هميشه دوشتس بدارد، دل نازكش را نمي توانستم نگران و آرزدة خويش ببينم.

همان كه در وقت بي پناهي پناهم شد و در وقت تنگدستي، گشايشم و در سرماي سوزندة تكذيب دشمنان، تن پوش تصديقم؛ مادرت خديجه خدا هم نمي خواست او را دل نگران و مشوش ببيند.

در آن پيام شيرين، در آن دعوت زلال آمده بود كه اين چهل روز مفارقت از خديجه را برايش پيغام كنم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کشتی پهلو گرفته”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کشتی پهلو گرفته”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *