چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین (ع)

این کتاب نوشته « عبدالله صالحى » می باشد.

عبدالله صالحى نجف‌آبادى (متولد ۱۳۲۷- نجف‌آباد اصفهان)، نویسنده، محقق، پژوهشگر، مترجم، مبلغ، او فرزند اسحاق، در سال ۱۳۲۷ در خانواده‌اى مذهبى در نجف‌آباد اصفهان متولد شد.

وی دارای تألیفات متعدد با ارزش می باشد، یکی از آنها مجموعه احادیث از چهارده معصوم (علیهم السلام) می باشد که با عنوان « چهل داستان و چهل حدیث… » تقدیم خوانندگان عزیز می گردد.

  

دانلود کتاب

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

يكى از اصحاب امام زين العابدين (عليه السّلام) و از راويان حديث كه به نام زهرى معروف است، حكايت كند: روزى به همراه آن حضرت، نزد عبدالملك مروان رفتيم؛ عبدالملك، احترام شايانى نسبت به حضرت سجّاد (عليه السّلام) به جا آورد؛ و چون چشمش به آثار سجود در چهره و پيشانى مبارك امام زين العابدين (عليه السّلام) افتاد، گفت: اى ابو محمّد! خود را بسيار در زحمت عبادت انداخته اى، با اينكه خداوند متعال تمام خوبى ها را به تو داده است و تو نزديك ترين فرد به رسول اللّه مى باشى، تو داراى علم و كمالى هستى كه ديگران از داشتن آن محروم مى باشند!

امام سجّاد (عليه السّلام) فرمود: آنچه از فضل پروردگار و توفيقات الهى براى من گفتى، نياز به شكر و سپاس دارد.

و آنگاه فرمود: پيغمبر خدا (صلّى اللّه عليه وآله) با اينكه تمام خطاهاى  گذشته و آينده اش بخشيده شده بود، آنقدر نماز مى خواند كه پاهاى مباركش ورم مى كرد، به قدرى روزه مى گرفت كه دهانش خشك مى گشت و مى فرمود: آيا نبايد بنده اى شكرگزار باشم.

و سپس حضرت در ادامه سخنانش افزود: حمد خداوندى را، كه ما را بر ديگران برترى بخشيد و به ما پاداش خير عطا نمود، و در دنيا و آخرت حمد و سپاس، تنها مخصوص اوست. به خدا سوگند! چنانچه اعضا و جوارحم قطعه قطعه گردد و در اثر عبادت نفسم قطع شود، يك صدم شكر يكى از نعمت هاى خداوند را هم انجام نداده ام. چگونه مى توان نعمت هاى الهى را برشمرد؟! و چگونه توان شكر نعمتى از نعمت هايش را خواهيم داشت؟! نه به خدا قسم! خداوند هرگز مرا غافل از شكر نعمت هايش نبيند و چنانچه عائله ام و ديگر خويشان و سائر مردم حقّى بر من نمى داشتند، به جز عبادت و ستايش و مناجات با خداوند سبحان، كار ديگرى انجام نمى دادم و سخنى به جز تسبيح و ذكر خداى متعال نمى گفتم تا آنكه نفسم قطع شود.

زهرى مى گويد: سپس امام (عليه السّلام) به گريه افتاد و عبدالملك نيز گريان شد و گفت: چقدر فرق است بين كسى كه آخرت را طلب كرده و براى آن جديّت و كوشش مى نمايد و بين آن كسى كه دنيا را طلب كرده است و باكى ندارد كه از كجا و چگونه به دست مى آورد، پس چنين افرادى در آخرت سهمى و نجاتى برايشان نخواهد بود.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین (ع)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین (ع)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *