بخشی از کتاب:
اساس و پاية همة اديان آسماني خداشناسي است. هدف اولي پيغمبران الهي اين بوده كه بشر خداشناس شود و در مقام پرستش و عبادت، فقط خدا را پرستش كند و غير او را پرستش نكند، و در مقام تسليم و اطاعت فقط فرمان خدا را لازم الاطاعه بشمارد و اطاعت غير او را جز با اذن و فرمان او بر خود لازم نشمارد.
خداوند را با چشم نمي توان ديد ولي به دليل عقل يعني از راه آثار و مخلوقاتش او را مي توان شناخت. تمام موجودات و مخلوقات جهان، آثار و دلايل و نشانه هاي وجود آفريننده اي دانا و توانا و حكيم و مدبرند، زيرا در همة آنها نظم و ترتيب به كار رفته و در همة آنها آثار حكمت و تدبير و علم و مهارت و هويداست.
انسان همان طوري كه بسياري از چيزها را به وسيلة حواس پنجگانة خود تميز مي دهد و با تجربه هاي حسي آنها را مي شناسد، بسياري از چيزها را هم به وسيلة عقل خود مي فهمد و تشخيص مي دهد.
اگر مثلاً پارچه اي ظريف و محكم داراي خطها و نقشها و رنگها در برابر انسان قرار بگيرد، انسان در آن حال چيزهايي را به وسيلة حس باصره و لامسة خود حس مي كند و چيزهايي را به وسيلة عقل خود مي فهمد و تشخيص مي دهد. آنچه به وسيلة حس باصره و لامسه درك مي كند عبارت است از ظرافت و محكمي و رنگها و نقشها و پهنا و درازاي آن پارچه، و اما آنچه در همان حال به وسيلة عقل خود مي فهمد و تشخيص مي دهد اين است كه آن پارچه بافنده اي داشته و آن بافنده در كار خود دانا و ماهر بوده و از روي بصيرت و توجه آن پارچه را اينچنين ظريف و محكم و زيبا و پر از نقش و نگار بافته است. عقل او به او مي گويد هيچ چيزي خود به خود درست نمي شود و خود به خود نظم و ترتيب پيدا نمي كند، نخها خود به خود پهلوي هم قرار نمي گيرند و خطها و نقشها و زيباييها خود به خود و بدون توجه بافنده به وجود نمي آيند. باز هنگامي كه همان پارچه به صورت يك دست لباس دوخته و كامل، داراي دوخت عالي، جيبها و دگمه ها و جا دگمه ها و ساير لوازم هر كدام در جاي خود در مقابل انسان قرار بگيرد، عقل او به او مي گويد كه دوزنده اي بوده و آن دوزنده در كار خود علم و مهارت داشته و از روي توجه و بصيرت هر يك از جيبها و دگمه ها و جادگمه ها و غير اينها را در جاي خود گذاشته است.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.