بخشی از کتاب:
وقتی که فیل از فیل خانه شهرمان غیب شد، قضیه را در روزنامه خواندم. آن روز صبح ساعت کوکی ام مثل همیشه در ساعت شش و سیزده دقیقه بیدارم کرد. رفتم به آشپزخانه، برای خودم قهوه و نان برشته درست کردم، رادیو را روشن کردم، روزنامه را روی میز آشپزخانه پهن کردم و در حالی که آن را می خواندم به خوردن نان برشته و نوشیدن قهوه ام ادامه دادم. من یکی از آنها هستم که روزنامه را از اول تا آخرش به همان ترتیب می خوانند و به همین دلیل کمی طول کشید تا قضیه غیب شدن فیل برسم. صفحه اول پر بود از گزارشهایی در مورد امور دفاع استراتژیک و اصطکاکها در تجارت با آمریکا و بعد از آن اخبار ملی، سیاست بین المللی، صفحه اقتصاد، بخش نامه به سر دبیر، معرفی کتاب، آگهی های املاک، گزارشهای ورزشی و بالاخره اخبار محلی.
گزارش مربوط به ناپدید شدن فیل اولین گزارش بخش اخبار محلی بود. تیتر درشت تر از معمول خبر چشمم را گرفت:
– غیب شدن فیل در حومه توکیو.
و عنوان فرعی زیر آن با خطی کمی ریزتر نوشته بود:
– هراس فزاینده شهروندان از ناپدید شدن فیل. برخی خواهان تحقیق در این زمینه شده اند.
تصویری از مأمورهای پلیس در حال وارسی فیل خانه نشر شده بود. فیل خانه، بدون فیل، یک جوری ناقص به نظر می رسد. بزرگتر از آنچه واقعاً بود؛ خشک و خالی مثل جسد یک حیوان عظیم الجثه ای که امعاء و احشاء اش را کشیده باشند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.