جلد چهارم: عصر ایمان 1

تاریخ تمدن اثر ارزشمند « ویل دورانت »

ویلیام جیمز دورانت (به انگلیسی: William James Durant) (در ۵ نوامبر ۱۸۸۵ به دنیا آمدخ و در ۷ نوامبر ۱۹۸۱ درگذشته است)، او فیلسوف، تاریخ ‌نگار و نویسنده آمریکایی بود.

مهمترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتاب ۱۱ جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشته ‌است. ویل دورانت در این کتاب توانسته‌ است با استفاده از آثار مورخان دیگر (از هرودوت تا آرنولد توین‌بی)، که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تاکنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ ‌نگاری را به وجود آوَرَد.

از جمله آثار شناخته ‌شده دیگر وی در ایران می‌توان به دو اثر دیگر، یعنی «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه»، برگردان دکتر عباس زریاب خویی اشاره کرد.

اسامی مترجمین محترمی که در ترجمه این اثر کوشا بوده اند در ابتدای هر جلد آورده شده است.

جلد چهارم (عصر ایمان) شامل 7 کتاب است.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

در سال 335، امپراطور قسطنطين (كونستانتينوس) چون مرگ خويش را نزديك يافت،‌ پسران و برادرزادگانش را نزد خود فرا خواند و، از سر اميدي خوشباورانه، حكومت امپراطوري وسيعي را كه به دست آورده بود ميان آنان تقسيم كرد. غرب را، كه شامل بريتانيا و گل و اسپانيا بود، به پسر مهترش قسطنطين دوم داد؛ شرق را، كه آسياي صغير و سوريه و مصر را در بر مي‌گرفت، به دومين پسرش كنستانتيوس واگذار كرد؛ شمال افريقا و ايتاليا و ايلوريكوم و تراكيا را، كه شامل دو پايتخت جديد و قديم يعني قسطنطنيه (كنستانتينوپل) و رم هم مي‌شد، به پسر كهترش كنستانس بخشيد؛ و ارمنستان و مقدونيه و يونان را به دو برادرزاده‌اش داد. نخستين امپراطور مسيحي عمر خود را صرف بازگرداندن حكومت سلطنتي به امپراطوري روم و يكي كردن ايمان مردم آن كرده بود؛ مرگ وي (337) اين همه را به مخاطره افكند. وي انتخابي دشوار پيش رو داشت: حكومت او حرمت و تقدس زمان را به دست نياورده بود، و لذا تضميني براي جانشيني صلح آميز و آرام يك وارث واحد وجود نداشت؛ پس حكومت منقسم به ظاهر مصيبتي كوچكتر از جنگ داخلي بود.

با اين حال، جنگ داخلي به وقوع پيوست، و آدمكشي صحنه را دوباره خلوت كرد. ارتش زيربار سلطة هيچكس جز پسران قسطنطين نرفت؛ تمام خويشان ذكور امپراطور به استثناي برادرزادگانش، گالوس و يوليانوس، كشته شدند؛ گالوس بيمار بود و نويد مرگي زودرس را مي‌داد؛ يوليانوس پنج ساله بود و شايد كم سني او دل كنستانتيوس را،‌كه طبق روايات و نوشته‌هاي آميانوس مسئول همة اين جنايتها بود، نرم كرد. كنستانتيوس جنگ كهن شرق و غرب را،‌ كه از زمان نبرد ماراتون تا آن هنگام هرگز قطع نشده بود، با ايران تجديد نمود و برادرانش را به حال خود رها كرد تا يكديگر را با برادرستيزي از صحنه محو كنند. چون به عنوان تنها امپراطور باقي ماند (353)، به قسطنطنيه بازگشت، و با استقامت لجوجانه و بيكفايتي شورمندانه بر قلمرو به هم پيوسته فرمان راند؛ وي بدانديشتر از آن بود كه شاد باشد، بيرحمتر از آنكه محبوب باشد، و مغرورتر و پوچتر از آنكه بزرگ باشد.

شهري كه قسطنطين رم جديد ناميده بود – اما حتي در زمان زندگي او نام وي را گرفته بود – در حدود 657ق‌م، توسط يونانيان بر ساحل بوسفور بنا شده بود. اين شهر به مدت هزار سال به نام بيزانس (بوزانتيون) مشهور بود؛ و صفت «بيزانسي» براي اطلاق به تمدن و هنر آن شهر همچنان باقي ماند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جلد چهارم: عصر ایمان 1”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جلد چهارم: عصر ایمان 1”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *