بخشی از کتاب:
آنجا كه قيصر با شكست مواجه شد، اوكتاويانوس پيروز از ميدان به در آمد، زيرا اوكتاويانوس از قيصر شكيباتر و مكارتر بود و فن به كار بردن كلام و صور آن را درك ميكرد. در مواردي، عموي بزرگش بر اثر كوتاهي وقت مجبور شده بود سنن جاري را در هم شكند و تغييرات يك نسل را در نيمة يك سال از عمر مردمان بگنجاند. اوكتاويانوس مايل بود كه در چنين مواردي با احتياط و آهسته قدم بردارد. از اين گذشته، اوكتاويانوس داراي مكنت سرشار بود. سوئتونيوس ميگويد: هنگامي كه اوكتاويانوس خزاين مصر را به روم آورد « پول چنان فراوان شد كه نرخ بهره تنزل كرد » و از دوازده درصد به چهار درصد رسيد و « قيمت املاك سخت بالا رفت » همينكه اوكتاويانوس بر همه آشكار ساخت كه حقوق مالكيت باز هم مقدس است و او ديگر با خدمت اجباري و مصادرة اموال موافق نيست، پول از نهانگاهها بيرون آمد، سرمايهها به كار افتاد، تجارت توسعه پذيرفت، ثروت باز انباشته شد، و اندكي از آن نيز به نزد كارگران و بردگان راه يافت. تمامي طبقات ايتاليا از شنيدن اينكه منافع امپراطوري نصيب ايتاليا ميشود و رم همچنان پايتخت باقي ميماند خشنود بودند؛ از اينكه تهديد قيام شرق تا مدتي فرو مينشست، و از اينكه رؤياي قيصر براي تشكيل كشور مشترك المنافعي كه حقوق مردم در آن برابر باشد جاي خود را به بازگشت بي سر و صداي امتيازات نژاد برتر داده بود، آسوده خاطر شدند.
اوكتاويانوس، از محل اين يغماي پربركت، نخست دين خود را به سربازان پرداخت. 200،000 نفر را در ارتش نگاه داشت كه يكايك ايشان به موجب سوگند وفاداري شخصي اجير او بودند 300،000 نفر بقيه را با اعطاي اراضي كشاورزي مرخص كرد و در ضمن به هر سرباز هدية نقدي قابل توجهي بخشيد. به سران لشكر، پشتيبانان، و دوستاران خود نعمت و مال بسيار داد. در چند مورد، كسري خزانة كل را از وجوه شخصي خود جبران كرد. به شهرستانهايي كه از تاراجهاي سياسي يا بلاهاي آسماني در عذاب بودند يك سال خراج را بازپس فرستاد و مبلغ هنگفتي جهت التيام وضع ارسال داشت. همة مالياتهاي عقب مانده را به مالكان بخشيد و اسناد ديون ايشان را به دولت در ملاء عام سوزاند. بهاي غلاتي را كه بابت خيريه داده ميشد پرداخت. براي تهية نمايشهاي مجلل و وسايل تفريح، مبالغ هنگفتي به مصرف رساند و به تمامي اتباع كشور نقدينهاي بخشيد. كارهاي عمومي بزرگ را تعهد كرد تا بيكاري را براندازد و روم را زيبا سازد، و مخارج اينهمه را از كيسة خود پرداخت. ديگر چه جاي عجب بود اگر ملتها او را خدايي ميشمردند؟







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.