تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران 6

تاریخ الکامل نوشته « عزالدین محمد ابن اثیر » می باشد.

« عزالدین ابوالحسن علی بن محمد بن محمد ابن اثیر » (۵۵۵-۶۳۰ ق)، (۱۱۸۶م – ۱۲۳۳م) ملقب به « عزالدین »، محدث، مورخ و ادیب اهل تسنن در قرن هفتم هجری است. ابن اثير حافظ حديث و تاريخ و آگاه به انساب و اخبار عرب بود و دو کتاب مهم تاریخی « اُسدالغابه فی معرفة الصحابه » و « الکامل فی التاریخ » از آثار او است.

ابن اثیر در تاریخ خود به ذکر روایات مختلف یک واقعه تاریخی نمی‌پردازد، بلکه به ذکر کاملترین روایات یا آنی که فکر می‌کرده درست‌تر بوده به همراه آنچه از منابع دیگر یافته بسنده کرده‌است و اگر در جایی مجبور به ذکر روایتی بوده که در صحت آن تردید داشته، نظر خود را درباره آن بیان می‌کند یا متذکر می‌شود که اخبار مختلفی درباره آن در دسترس است.

کتاب « تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران »، ترجمه الکامل فی التاریخ یا کامل التواریخ شامل وقایع از آغاز خلقت تا سال ۶۲۸ هجری قمری است که ابوالحسن عزالدین ابن اثیر مورخ بزرگ اسلامی در قرن ششم نوشته و آقای علي هاشمي حائري آن را در ۳۳ جلد ترجمه کرده است.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

کساني که غساني بودند و در لشکر اسود خدمت مي کردند در مرج حليمه او را ترك گفتند.

آن ناحيه از اين رو مرج حليمه ناميده مي شد که حليمه دختر حارث غساني بود و ما پس از فراغت از شرح واقعه اين روز خبر آن را ذکر خواهيم کرد.

پس از نزول اسود در مرج حليمه، حارث نيز با لشکريان خود فرا رسيد و در آن جا اردو زد و به مردم قريه هائي که در مرج واقع بودند دستور داد تا براي

لشکرش خوراك آماده کنند.

مردم غذاهائي پختند و در ظرفهاي بزرگي ريختند و آنها را در لشکرگاه وي نهادند. هر سربازي همين که گرسنه مي شد بر سر آن ظرفها مي رفت و از آن خوراك مي خورد.

پيکار ميان اسود و حارث چند روز به درازا کشيد و در اين مدت هيچيک بر ديگري پيروزي نيافت. سرانجام، حارث که چنين ديد، تدبيري انديشيد و در کاخ خود نشست و دختر خود را که هند نام داشت فراخواند و بدو دستور داد که عطر بسياري به سرداران و سربازان وي بزند و آنان را معطر و خوشبوي سازد.

سپس در ميان ايشان جار زد که: اي جوانان غسان، هر کس که اسود، پادشاه حيره، را بکشد، دختر خود، هند، را بدو خواهم داد.

لبيد بن عمرو غساني که اين سخن شنيد، به پدر خود گفت: پدر جان، من يا پادشاه حيره را مي کشم يا لا اقل به دست او کشته مي شوم. مي خواهم به جنگ او بروم و چون اسبي که دارم به کارم نمي خورد، اسب خود، زيتيه، را به من بده!

پدرش نيز اسب خود را در اختيار وي گذاشت.

همين که دو لشکر به هم تاختند و ساعتي گرم زد و خورد شدند، لبيد در آن ميان خود را به اسود رساند و ضربتي به او زد و او را از اسب سرنگون ساخت و بر زمين انداخت.

ياران اسود که چنين ديدند سر به فرار نهادند و از هر سو گريختند.

لبيد از اسب فرود آمد و سر اسود را بريد و آن را پيش حارث برد که در کاخ خود نشسته بود و ميدان جنگ را تماشا مي کرد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران 6”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران 6”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *