بخشی از کتاب:
ابن مقله گاهي شبانه به صورت يک مرد کور يا گدا با سالاران ساجيه ملاقات مي کرد و آنها را به خلع قاهر تشويق و وادار مي نمود. پس از آن مبلغ دويست دينار به منجم مخصوص سيما داد که به سيما بگويد: من طالع ترا چنين مي بينم که به دست قاهر منکوب و کشته مي شوي. حسن بن هارون نيز به همان منجم صد دينار داد که همان را بگويد و نيز ابن مقله به يک معبر (تعبير کننده خواب) مالي داد که او خوابهاي وي را به تخويف از قاهر تعبير کند و هر چه ابن مقله دستور مي داد او در تعبير خود مي گنجانيد. سيما به همين سبب از قاهر بيمناك و متنفر شد.
قاهر هم به حفر چاله هاي مختلف در کاخ شروع نمود. به سيما و به گروهي از سالاران ساجيه و حجريه گفته شد: او اين چاه ها را براي شما حفر کرده که در آنها کشته و نابود شويد.
سيما بر تنفر و حذر خود افزود.
به سيما هم گفته شد که قاهر قصد قتل او را دارد. او سالاران و فرماندهان ساجيه را جمع کرد و به آنها سلاح داد. او رئيس تمام آنها بود.
به لشکريان حجريه پيغام دادند اگر شما با ما موافق هستيد زودتر به ما ملحق شويد تا براي يکديگر سوگند ياد کنيم و همه با هم متحد و يک دست شويم.
همه جمع شدند و سوگند ياد کردند که مخالفين خود را بکشند.
قاهر و وزير او خصيبي آگاه شدند. وزير به آنها پيغام داد چه علتي دارد که شما به اين کار اقدام کرده ايد؟
آنها پاسخ دادند: براي ما مسلم شده که قاهر قصد دارد سيما را دستگير کند و او حجره و حفره آماده کرده که سالاران ما را در آنها باز دارد و بکشد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.