بخشی از کتاب:
بر هر کشته از هر مرد محترمي که مي گذشت همان گفته را تکرار مي کرد که: بعضي ادعا کرده اند که فقط اوباش به قصد جنگ ما آمده اند و حال آنکه اين مرد مجتهد عابد زاهد ميان آنها بود.
علي بر کشتگان طرفين متحارب از اهل بصره و کوفه نماز ميت خواند. همچنين بر مقتولين قريش از طرفين، امر داد که کشتگان در پيرامون شهر در يک حفره بزرگ نهان شوند. هر چه در قتلگاه غنيمت و سلاح به دست آمد در مسجد انباشت که وارثين يا مالکين هر چيزي خود مال خويش را شناخته برمي داشتند ولي هر چه علامت دولت اسلام را داشت در بيت المال ضبط مي کرد.
مجموع کشتگان ده هزار تن از طرفين بالتساوي بود. نيمي از اتباع علي و نيمي از پيروان عايشه بودند.
غير از اين روايت هم روايات ديگري نقل شده: از قبيله ضبه هزار مرد کشته شده بود. از بني عدي که بيشتر احاطه کرده دفاع مي نمودند هفتاد تن کشته که تمام آنها حافظ قرآن بودند. آن غير از جوانان و اشخاصي که قاري قرآن نبودند. (که به شمار نيامدند)
چون علي از کار زار فراغت يافت احنف بن قيس با بني سعد که از جنگ کناره گرفته بودند نزد او رفت. علي به او گفت: خوب بود باز در حال انتظار مي ماندي. (خانه نشين مي شدي، به طعنه)
احنف گفت: من خود را نسبت به تو نکوکار و وفادار مي دانم. من فقط اطاعت امر ترا کردم. (که با ترك جهاد موافقت کردي) اي اميرالمؤمنين نيکي و ارفاق کن زيرا راهي را که تو مي روي بسيار سخت و دور مي باشد. تو فردا بيشتر به من احتياج خواهي داشت تا ديروز، قدر نکوکاري مرا بشناس و مرا در ياري و هواخواهي خود خالص و مخلص بدان. چنين مگو (و گله مکن) که من هميشه نسبت به تو صميمي و خيرخواه خواهم بود.
علي روز دوشنبه وارد بصره شد. مردم آن شهر هر قبيله با تشکيلات و پرچم داري خود دسته دسته با او بيعت کردند. حتي مجروحين و اسراء و پناهندگان. عبدالرحمن بن ابي بکره با جمعي از پناهندگان نزد او رفت و بيعت کرد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.