بخشی از کتاب:
انسان با طبيعت آرمانخواهى و ايدهآليستى كه دارد، گاهى موضوعات و مفاهيمى را كه مورد علاقه او است، در عالم خارج و دنياى واقعيّتها لمس نمىكند و به همين دليل، در دنياى ديگرى به جستجوى آنها مىپردازد. و كدام دنيايى وسيعتر و گستردهتر از دنياى ذهن كه بتواند هر آنچه را كه انسان اراده مىكند بيافريند؟ دنياى ذهن با قدرت خلاقيّتى كه دارد (و در حقيقت آيتى است از خلاقيّت آفريدگار جهان)، مىتواند آرمانهاى غيرممكن آدمى را ممكن سازد و در رابطه با حوادث و اتّفاقاتى كه انسان از علّت واقعى آن بىخبر است علّتهاى فرضى و نمادينى بيافريند.
در حقيقت اساطير و افسانههاى بازمانده از پيشينيان، نتيجه ذهنگرايى انسان در برابر حوادثى است كه از علّتهاى واقعى آن آگاهى نداشته است. همچنين تمايل به داشتن يك سلسله سرگرمىهاى ذهنى و نيز حالات روحى ديگر، در ساختن و پرداختن اساطير و افسانهها نقشى بسزا داشته است.
به هر حال، آنچه كه از شرح حوادث و اتّفاقات به صورت مكتوب براى ما باقى مانده است، به دو قسمت تقسيم مىشود: يكى حوادثى كه در جهان خارج اتّفاق افتاده است و قهرمانان آن واقعى هستند و نه ذهنى؛ اين قسمت را تاريخ مىگوييم. ديگرى افسانههايى كه ذهن بشر آنها را ساخته و پرداخته است و با مرور زمان جا افتادهاند؛ اين همان اساطير است.
درباره تاريخ پيش از اين بحث كرديم و در آينده نيز به تفصيل بحث خواهيم كرد. در اينجا مىخواهيم قدرى درباره « اساطير » صحبت كنيم:
با بررسى تاريخ در مىيابيم كه هر يك از اقوام و ملل گذشته براى خود افسانهها و اسطورههايى داشتهاند كه تصويرى از ميلها و آرمانها و جهانبينىها و برداشتهاى فكرى و رابطههاى گوناگون آن قوم بوده است.
تقريبا تمام ملّتها براى ابراز غرور ملّى، براى خود قهرمانان افسانهاى دارند و ادبيّات و فرهنگ خود را از ستايش اين قهرمانان سيراب كردهاند. نمونه آن خداينامه (و بر اساس آن شاهنامه فردوسى) براى ايرانيان و ايلياد (هومر) براى يونانيان مىباشد.
از قهرمانان افسانهاى كه بگذريم، اساطير فلسفى و فكرى زيادى نيز وجود دارد كه گاهى حامل لطيفترين و عميقترين مطالب فلسفه و عرفان و گاهى بيانگر جهانبينىهاى غلط و انحرافى ملّتها است. در ميان ملّتها يونانيان و پس از آنها روميان داراى غنىترين اساطير فلسفى هستند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.