آتش بدون دود4

این کتاب نوشته « نادر ابراهیمی » می باشد.

نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ – ۱۶ خرداد ۱۳۸۷) داستان‌نویس ایرانی بود. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرد.. نادر ابراهيمي، نويسنده و عضو کانون نويسندگان بود. او از 13 سالگي به يک سازمان سياسي پيوست که بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش در پي داشت.
پس از تبعيد امام خميني به عراق در سال 1342 و شروع مبارزات سياسي، بسياري از بيانيه‌ها و اطلاعيه‌هاي سياسي عليه شاه با قلم نادر ابراهيمي نوشته مي‌شد.
پس از انقلاب 1357 مأمور تصفيه و تجديد کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان شد.
« يک عاشقانه‌ي آرام » و « مردي در تبعيد ابدي » و « سه ديدار با مردي که از فراسوي باور ما مي‌آمد » و… از آثار اين نويسنده پرکار است.
قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این کتاب مشتمل بر 249 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

داستان را از افسانه ی پیداییِ دو قبیله ی بزرگ ترکمن – یموت و گوکلان – آغاز کردیم و ریشه جویی اختلافات میان آنها، که عمدتاً بر سر آب بود و آمدیم – سده ها را برق آسا – تا رسیدیم به عصر آخرین برخوردهای این دو قبیله ی بزرگ و روزگاری که شخصی محوری یموتیان مردی بود به نام گالان اوجای یموتی: ترانه سرا، نوازنده، قداره کِش، تیرانداز تیزتک، زورمند، وحشی، بیتاب و از جان گذشته…

و در میان گوکلانیان، دختری بود به نام سولماز در زیبایی و کمال تمام، مانده در خانه ی پدری، به دلیلِ داشتنِ عاشقان بسیار، و جان برکفی همه ی این عاشقان، و پیمانِ جملگی ایشان بر اینکه اگر کسی سولماز را ببرد، دیگران امان نفس کشیدن هم به او ندهند.

و این سولمازِ بالا بلندِ یکه تازِ تیراندازِ عابدفریب، نگینِ صحرا بود.

هیچ نوجوانی در تمام قبیله ی گوکلان نبود که سولماز را دیده باشد، و عشقِ سولماز اوچی منهدمش نکرده باشد.

این سولماز، سه برادرِ تیراندازِ دلاورِ غیرتمند داشت به نام های یت میش، قاباغ و آیدین؛ و پدر این خانواده بیوک اوچی بود که بزرگ قبیله ی گوکلان بود.

یاران گالان اوجای دلاور، به تحریک پدر گالان که بیشترخواهِ بَد کینه یی بود، گالان را به دام عشق سولماز انداختند – به – حیله.

گالان، بنا به سُنت، با دو برادر خوب خود، به گومیشانِ گوکلان ها – یا «سرزمین تیراندازان آرام» – تاخت و به شکل و شیوه یی غریب و باورنکردنی سولماز را از درون چادر پدرش و پیش چشم پدر و برادرهای قدرتمندش ربود، و دو برادر خوب خود را در این راه از دست داد.

اینگاه، عشق شورانگیز گالان به سولماز، سولماز به گالان – که با مناعت طبع و غرور و خیره سری های خاص این دو همراه بود – نوافسانه یی شد در سراسر صحرا، در عین حال که گالان، بَد پیله کرده بود که به خونخواهی برادران خود، جملگیِ خویشان و یاران بیوک اوچی را از پای درآورد.

سال های غم انگیزی همراه با خونین ترین جنگ ها و کشتارها و آتش زدن ها و ویران کردن ها گذشت، تا عاقبت، تنها برادر زنده مانده ی سولماز – یت میش اوچی به کمک دو تن از خویشان خود گالان اوجا را بر لب چاه آب اینچه برون، تشنه ی تشنه، در حضور پسر ده ساله ی گالان – که آق اویلر نام گرفته بود – کشت، و سولماز به خونخواهی برخاست و برادر را بر سر سجاده ی نماز از پای درآورد و خود نیز کشته شد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آتش بدون دود4”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آتش بدون دود4”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *