معبد عاج

این رمان نوشته « امیر عشیری » می باشد.

امیر عشیری (زاده ۱۳۰۳ در تهران – درگذشته ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ در تهران) نویسنده ایرانی بود. برخی وی را پایه‌گذار ادبیات پلیسی در ایران می‌دانند. او همچنین در موضوعات تاریخی می‌نوشت.
امیر عشیری در سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. او جزو نسل دوم پاورقی‌نویسان ایرانی و از پیروان سبک حسینقلی مستعان بود.

عشیری از دوره نوجوانی به مسائل جاسوسی علاقه‌مند بود و ظاهراً همین موضوع وی را به سمت نوشتن داستانهای جنایی کشاند. از او بیش از 60 اثر به چاپ رسیده است.

این رمان مشتمل بر 295 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

راهنما که نگاهش به سرستون هاي معبد بود گفت:

– اینجا معبد « پانتئون » است، یکی از آثار تاریخی رم و نمونه بسیار باشکوهی است از معماري رم در آن عصر. امروز دیگر کسی نیست که چنین شاهکاري به وجود بیاورد. در آن زمان با نبودن وسایل، چنین بنائی ساخته شد که در نوع خود بی نظیر است. تمام بناهاي تاریخی رم قدیم هرکدام به نوبه خود شاهکاري است در فن معماري، در همین معبد بود که آن واقعه تاریخی اتفاق افتاد…

راهنما در اینجا کمی مکث کرد، زن و مردي که به سخنان او گوش می دادند با بی صبري منتظر شنیدن بقیه سخنانش بودند.

مرد با همان بیان گرم و گیراي خود این طور ادامه داد:

– در یک شب ظلمانی « آدریان » که از فرمانداران رم بود « بئاتریسکا » معشوقه زیباي خود را کنار همین ستون به قتل رسانید. « بئاتریسکا » به او خیانت کرده بود و « آدریان » وقتی او را کشت جسدش را با خود از معبد بیرون برد. چون هنوز او را دوست می داشت. فرداي آن شب…

– صبر کنید.

راهنما کلامش را قطع کرد. زن و مرد جهانگردي که گوش به حرف هاي او می دادند برگشتند. من که چند قدم دورتر از آنها ایستاده بودم و گوشم به حرف هاي راهنما بود جلو رفتم. هر سه چشم به من دوختند.

راهنما پرسید:

– چه کار دارید، سینیور؟

گفتم:

– شما دارید دروغ می گویید. « آدریان » نیست و « هادریان » درست است، او فرماندار نبود بلکه یکی از امپراتوران رم بود. معشوقه اش را هم نکشت. اصلاً مرتکب قتل زنی که دوستش می داشت نشد. من تمام تاریخ رم قدیم را خوانده ام، به چنین واقعه اي در تاریخ اشاره نشده. چرا می خواهید حادثه تراشی کنید؟ شما از تاریخچه این معبد چیزي نمی دانید.

مرد و زن خارجی نگاه استفهام آمیزي به مرد راهنما انداختند.

راهنما با ناراحتی گفت:

– سینیور، من ایتالیائی هستم تاریخ وطنم را بهتر از شما که خارجی هستید می دانم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “معبد عاج”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “معبد عاج”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *