بخشی از کتاب:
از طرفی بايد ديد چه عناصری را جذب و چه عناصری را دفع می كنند. مثلاً گاهی عنصر دانا را جذب و عنصر نادان را دفع [می كنند] و گاهی بر عكس است. گاهی عناصر شريف و نجيب را جذب و عناصر پليد و خبيث را دفع [می كنند] و گاهی برعكس است. لهذا دوستان و دشمنان، مجذوبين و مطرودين هر كسی دليل قاطعی بر ماهيت اوست.
صرف جاذبه و دافعه داشتن و حتی قوی بودن جاذبه و دافعه برای اينكه شخصيت شخص قابل ستايش باشد كافی نيست بلكه دليل اصل شخصيت است، و شخصيت هيچكس دليل خوبی او نيست. تمام رهبران و ليدرهای جهان حتی جنايتكاران حرفه ای از قبيل چنگيز و حجاج و معاويه، افرادی بوده اند كه هم جاذبه داشته اند و هم دافعه. تا در روح كسی نقاط مثبت نباشد هيچگاه نمی تواند هزاران نفر سپاهی را مطيع خويش سازد و مقهور اراده خود گرداند. تا كسی قدرت رهبری نداشته باشد نمی تواند مردمی را اينچنين به دور خويش گرد آورد.
نادرشاه يكی از اين افراد است. چقدر سرها بريده و چقدر چشمها را از حدقه ها بيرون آورده است اما شخصيتش فوق العاده نيرومند است. از ايران شكست خورده و غارت زده اواخر عهد صفوی، لشكری گران به وجود آورد و همچون مغناطيس كه براده های آهن را جذب می كند، مردان جنگی را به گرد خويش جمع كرد كه نه تنها ايران را از بيگانگان نجات بخشيد بلكه تا اقصی نقاط هندوستان براند و سرزمينهای جديدی را در سلطه حكومت ايرانی درآورد.
بنابراين هر شخصيتی هم سنخ خود را جذب می كند و غير هم سنخ را از خود دور می سازد. شخصيت عدالت و شرف عناصر خيرخواه و عدالتجو را به سوی خويش جذب می كند و هواپرستها و پول پرستها و منافقها را از خويش طرد می كند. شخصيت جنايت، جانيان را به دور خويش جمع می كند و نيكان را از خود دفع می كند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.