بخشی از کتاب:
من نمي خواهم ادعا كنم تمام حرفهايي كه او در اين موضوع بسيار بزرگ گفته است بي انتقاد است، و يا تمام حرفها همان است كه اين مرد آنها را ايراد كرده است، ولي از باب اينكه اين موضوع را او عنوان كرده و در حدودي كه يك نفر مفكر مي تواند در اين موضوعات بحث كند، بحث كرده است، بسيار بسيار شايسته تقدير و تمجيد و تبجيل است من امروز بايد قسمت بيشتر حرف خودم را در اطراف حرفهاي او قرار بدهم گو اينكه اين بحث دامنه وسيعي دارد و شايد توفيقي پيدا شد و در جلسات ديگري موفق شدم درباره احياي تفكر اسلامي بحث كنم، ولي ابتداء مي خواهم آن نقاط برجسته افكار او را به اطلاع شما برسانم.
اقبال مردي است اروپا رفته و اروپا شناخته، مردي است كه از تحصيلات جديد بهره بسيار عالي داشته است، مردي است كه دنياي اروپا او را به عنوان يك تفكر و دانشمند و صاحبنظر مي شناسد، او كسي نيست كه در گوشه هند منزوي شده و از دور شبحي از اروپا در نظرش مجسم شده باشد و بعد بخواهد انتقاداتي بكند، او اروپا را از نزديك ديده و شناخته و تجزيه و تحليل كرده است به علم جديد هم بسيار علاقه مند است و جوانان مسلمان را تشويق مي كند كه علوم جديد را بياموزند او كسي نيست كه با علوم جديد مخالف باشد يا مسلمين را پرهيز بدهد كه علوم جديد را نياموزيد.
با همه اين حرفها كه مردي است كه تحصيلات عاليه خودش را در اروپا كرده و اروپا را شناخته است و به ارزش علم جديد فوق العاده واقف و معترف است، در عين حال اولين چيزي كه در گفتار اين مرد جلب توجه مي كند و آن را در اشعار خودش به صورت منظوم بيان كرده است، اين است كه آن چيزي كه امروز آن را (تمدن اروپائي) مي گويند، يعني مجموع شئون زندگي اروپائي، ايده آل هائي كه تمدن امروز اروپائي به بشر مي دهد، راه و رسمي كه به بشر مي آموزد، اخلاق و عادات و بالاخره مسيري كه اروپاي امروز دارد را نه تنها يك چيز خوبي نمي داند بلكه يك امر بسيار بسيار خطرناكي، هم براي بشريت و هم براي خود مردم اروپا مي داند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.