بخشی از کتاب:
در حقيقت واندا او را كاملاً درك مي كرد، با جشنهايي كه هميشه در لندن برپا بود غير از اين نمي شد فكر كرد. رابي عقيده داشت كه زندگي در لندن خيلي نشاط انگيز تر از گذراندن عمر در مزرعه خلوت و ساكت و بي سر و صدا مي باشد. رابي هر چند وقت يك بار براي ديدار كوتاهي به مزرعه مي آمد. واندا به خود مي گفت؛ خدا كند اين دفعه زودتر بيايد چون مطالب زيادي دارم كه با او در ميان بگذارم. اولين مطلب كه بايستي تصميم بگيرد اقدامي براي بازسازي بعضي خرابيهاي قصر انجام بدهد تا ساختمان ويران نشود.
متأسفانه اين خطري است كه ما را به شدت تهديد مي كند زيرا پولي كه براي نگهداري و حفظ اين بناي قديمي لازم است مبلغ قابل ملاحظه ايست كه ما اصلاً نداريم، ما حتي قادر به تأمين مخارج مختصر اوليه هم كه واقعاً غير قابل اجتناب است نيستيم. لرد كرسول پدر واندا و رابي هميشه مشاغل قابل ملاحظه اي در دربار عهده دار بود و پس از مرگ پرنس كنس هميشه صميمانه در كنار ملكه ويكتوريا انجام وظيفه كرده بود و تشخيص مصلحت او در موارد مختلف هميشه مورد ستايش ملكه قرار داشت.
البته اين موقعيت محترمانه در كنار ملكه انگلستان به لرد كرسول اجازه حضور در تمام مجالس و جشنهاي درجه اول را مي داد، ولي متأسفانه اين موقعيت والاي اجتماعي ديناري عايدي مادي براي او نداشت تا بتواند گهواره كهن خانوادگي خاندان كرسول را نگهداري كند.
واندا با خود مي گفت؛ اكنون چه كسي به اين قصر توجه دارد؟ زماني اين بناي تاريخي كه نزديك دو ساعت با جاده اصلي مركز لندن فاصله دارد و مورد توجه و جلب نظر گردشگران و ميهمانها بود. در زمان پدر هميشه ميهمانيهاي مجلل در اينجا برپا مي شد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.