بخشی از کتاب:
چه چیزی می تواند موضوع حركت باشد؟
حال بحث در این است كه آن چیزی كه موضوع حركت است و حركت را قبول می كند چه می تواند باشد؟ فلاسفه معتقدند كه آن چیزی كه حركت را قبول می كند نه می تواند قوه محض و فاقد هر نوع فعلیتی باشد و نه می تواند فعلیت محض و فاقد هر نوع قوّه ای باشد بلكه باید امری باشد كه مركب باشد از حیثیت بالفعل و حیثیت بالقوه. یگانه موجودی كه مركب است از دو حیثیت بالفعل و حیثیت بالقوه « جسم » است. اگر ما به فرض محال موجود دیگری غیر از جسم می داشتیم كه مركب از دو حیثیت فعلیت و قوه بود آن امر دیگر هم می توانست موضوع حركت واقع شود.
پس برهانی كه اقامه می كنند بر اینكه موضوع حركت باید جسم باشد از این راه است. بنابراین مجردات، یعنی ذات واجب تعالی و عقول مجرده متحرك نیستند چون « بالفعل من كل جهة » هستند. هیولای اولی هم نمی تواند موضوع مستقلِ حركت باشد چون « بالقوة من كل جهة » است. همچنین صورت جسمیه یا صورت نوعیه مجزای از هیولی و ماده، متحرك نیستند. پس چه چیزی متحرك است؟ آن چیزی كه مركب است از ماده و صورت، از « ما بالقوه » و « ما بالفعل »، كه نامش جسم است.
پس جسم و جوهر جسمانی می تواند متحرك باشد به این معنا كه می تواند موضوع حركت باشد. پس اجسام عالم می توانند موضوع حركت واقع شوند یعنی می توانند در مرتبه بعد از وجودشان، در مرتبه زائد بر وجودشان موضوع یك سلسله حركات « وارد بر جسم » باشند. اما به این بیان، اینكه حركت « در خود جسم » باشد دیگر امكان پذیر نیست، چرا؟ برای اینكه حركت نیازمند به موضوعی است كه آن موضوع، خودش باید جسم باشد. آن وقت اگر حركت در خود جوهر جسم باشد حركت بلاموضوع می شود. اینكه این مطلب را در اینجا گفته اند برای این است كه بیانی كه دیگران داشته اند مورد توجه باشد چون این حرف بعداً رد خواهد شد.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.