الهه عشق

این رمان نوشته « نرگس دادخواه » می باشد.

اطلاعات بیشتری از این نویسنده در دسترس نیست.

نرگس دادخواه جزء آن دسته از نویسندگانی است که بهترین رمان های عاشقانه خودش را منتشر می کند. او سعی می کند برای نوشتن داستانهایش از اطرافیانش کمک بگیرد و داستان زندگی آنها را در رمانهایی که می نویسد، به کار بگیرد. او می تواند با نوشتن داستان زندگی مردم، جذابیت را برای خواننده تا حدود زیادی افزایش دهد.

قلم شیوا و روان نویسنده سبک خاصی به کتاب بخشیده است به طوری که خواننده را مجذوب و او را به ادامه دنبال کردن ترغیب می کند.
با خواندن این کتاب شما خود را در کنار و همراه شخصیتهای رمان می بینید و در غم و شادی آنها شرکت می کنید.

این رمان مشتمل بر 419 صفحه می باشد.

 

دانلود کتاب

 

کتاب دلخواهتان را باز ذکر نام کتاب و نام نویسنده آن در قسمت نظرات یا تماس با ما ثبت کنید تا در صورت امکان تهیه و در اختیارتان قرار داده شود
جهت تداوم و ارتقا سایت به کمک و راهنمایی های شما نیاز مندیم از ما دریغ نکنید.
کمک های خیرخواهانه خود را به شماره حساب 5892101412843225 - کرم رضا خزلی اهدا نمایید. متشکریم

بخشی از کتاب:

 مدتها بود كه در عمارت بزرگ ما صحبت از آمدن دايي يوسف و خانواده اش بود. مادر كه سالها برادر خود را نديده بود براي آمدن آنها لحظه شماري مي كرد و سعي داشت هر جه زودتر عمارت را براي ورود آنها آماده كند. او حتي به نظارت بر كار خدمه خانه نيز اكتفا نمي نمود و پا به پاي آنها كار مي كرد. پدر هم با آنكه بيشتر از دو – سه بار برادر زن خويش را نديده بود، ولي اشتياق زيادي براي آمدن آنها از خود نشان مي داد. در آن ميان تنها بودم كه از آمدن آنها زياد خوشحال به نظر نمي رسيدم.

در آن زمان من دختر هشت ساله شيطوني بودم كه به خاطر شيرين زباني هايم، از محبوبيت خاصي در افراد فاميل برخوردار بودم. وضعيت اجتماعي و شهرت خانواده ام، ثروت هنگفت پدربزرگ که به طور کامل به مادر رسيده بود، عمارت زيبايي که در آن بزرگ مي شدم و همچنين تک فرزند بودنم، همه اينها به جاي آنکه از من بچه اي لوس و نازک نارنجي. مثل بقيه بچه هاي فاميل بسازد مرا به دختر کوچولوي مغرور و سرسختي تبديل کرده بود که شيطان هم نمي توانست از پس من بربيايد. البته غرورم نه به خاطر ثروت زياد پدر و خانواده ام بود و نه به خاطر هيچ چيز مادي ديگر، بلکه به خاطر استقلال و آزادي زيادي بود که در آن سن کم داشتم. وقتي دخترها و حتي پسربچه هاي همسن خود را مي ديدم که چگونه به بزرگترهاي خود وابسته بودند، در دل به آنها مي خنديدم و نوعي احساس برتري نسبت به آنها در من به وجود مي آمد. من از کله صبح تا بوق شب توي باغ پرسه مي زدم و مثل ميمون از درختها بالا مي رفتم، ولي غرور کودکانه ام مانع از اين مي شد که بگذارم کسي مرا درحاليکه داشتم براي بالا رفتن از يک درخت دست و پا مي زدم يا در کمين يک قورباغه نشسته بودم ببيند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “الهه عشق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “الهه عشق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *