بخشی از کتاب:
پس از نهضت دوگانه رنسانس و اصلاح ديني، ايتاليا تحت تسلط اسپانيا در آمد و گرفتار فقر و فاقه شد، با توسل به مذهب آرام گرفت، و از صلح برخوردار شد. طبق پيمان كاتوكامبرهزي (1559)، ايالت ساووا به امانوئل فيليبر داده شد. جنووا، لوكا، ونيز، و سان مارينو به عنوان جمهوريهاي مستقل باقي ماندند. مانتوا همچنان تابع دوكهاي گونتساگا، و فرارا مطيع خانواده استه، و پارما فرمانبردار خانواده فارنزه بود. خانواده مديچي بر توسكان تسلط داشت، ولي بنادر آن تحت نفوذ اسپانياييها بود. اسپانيا، به وسيله نايب السلطنههاي خود، ميلان و همچنين ناپل را، كه شامل سيسيل و سراسر ايتالياي جنوب ايالات پاپي بود، اداره مي كرد. ايالات مذكور، كه در عرض شبه جزيره ايتاليا از مديترانه تا آدرياتيك ادامه داشتند، زير نظر پاپها، كه اطراف قلمرو آنها را اسپانيا به تصرف در آورده بود، اداره مي شدند.
اسپانيا از لحاظ نظامي متجاوز نبود و در امور داخلي ايالتها، به جز ناپل و ميلان، دخالت نمي كرد، ولي تنفر آن دولت از تجارت و بيم آن از فرهنگ آزاد زندگي در ايتاليا را به صورتي غم انگيز در آورده بود. افتادن تجارت مشرق و آمريكا به بود به آنها انتقال داد و در اين هنگام باعث شكفتگي فرهنگ اسپانيا، انگلستان، و هلند شد. گذشته از اين، ايتاليا از تقليل عايدات پاپ در نتيجه دست كشورهاي مجاور اقيانوس اطلس، ثروتي را كه مدتي در خدمت رنسانس اصلاح ديني صدمه ديد. كشاورزان صبور آن زحمت مي كشيدند و دعا مي راهبان بيشمار آن نيز دعا مي خواندند، بازرگانان امتيازات صنفي و ثروت خود را از دست مي دادند، اشراف دارايي خود را براي به دست آوردن عنوان و جلوه فروشيهاي افراطي تلف مي كردند.
با وجود اين، ايتاليا در ميان هرج و مرج سياسي بزرگترين دانشمند عصر گاليله، فلسفه ماجراجويانه و دورانديشانه برونو، بزرگترين مجسمه ساز يعني برنينيي، مهمترين آهنگسازان يعني مونتوردي، و دليرترين مبلغان مذهبي و يكي از بزرگترين شاعران يعني تاسو را به وجود آورد. در بولوني، ناپل، و رم، مدارس نقاشي با مدارس هلند، كه كشوري ثروتمند بود، رقابت مي كردند. از لحاظ فرهنگي، ايتاليا هنوز در درجات عالي قرار داشت.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.